تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٧
ابى حمزه، از ابو بصير روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«هر كه از روى ستم مال برادر خود را بخورد و آن را به سويش رد نكند، در روز قيامت پارهاى از آتش دوزخ را خواهد خورد».
٢٦٦٥/ ١٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از طلحة بن زيد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «آنكه به ظلم عمل مىكند، و آنكه او را يارى مىكند، و آنكه به آن راضى است، هر سه شريكند».
٢٦٦٦/ ١٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از هشام بن سالم كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه بنده، گاه است كه مظلوم مىباشد؛ پس پيوسته دعا مىكند، تا آنكه ظالم مىشود».[١]
٢٦٦٧/ ١٨. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از پدرش، از ابو نهشل، از عبداللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت: آن حضرت فرمود: «هر كه ستمكارى را معذور دارد به ستمى كه كرده و بهانه را از او بپذيرد، خدا كسى را بر او مسلّط گرداند كه بر او ستم كند، و اگر دُعا كند، دعايش مستجاب نشود، و خداى عز و جل او را مزد ندهد بر ستمى كه به او رسيده است».
٢٦٦٨/ ١٩. از او، از محمد بن عيسى، از ابراهيم بن عبد الحميد، از على بن ابى حمزه، از ابو بصير، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «خداى عز و جل از هيچ ظالم انتقام نكشيده، مگر به ظالمى ديگر. و اين است معنى قول خداى عز و جل كه فرموده: «وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً»[٢]؛ يعنى: و چنان كه فرو مىگذاريم كافران جن و انس را به سبب عناد ايشان، تا بر يكديگر مسلّط شوند، مسلّط مىگردانيم بعضى از ظالمان را بر بعضى، و وا مىگذاريم
[١]. و مراد اين است كه بر ظالم نفرين مىكند، و در نفرين زيادهروى مىكند، مثل آنكه به اذيّت جزيى، دعاهايى مىخواند كه او را بكشد. و بعضى گمان كردهاند كه مراد اين است كه، ظالم را دعا مىكند. و هر كه ظالم را دعا مىكند، ظالم باشد؛ زيرا كه به ظلم او راضى شده، و دوست داشته كه خدا در زمين نافرمانى شود. و به گمان فقير، اين معنى درست نيست؛ زيرا كه اگر مراد اين باشد كه ظالمِ بر خود را دعا مىكند، به جهت ظلمى كه كرده، به محض دعا، ظالم است. پس نبايد كه پيوسته دعا كند، تا ظالم شود؛ بلكه به محض رضامندى به ظلم ظالم، ظالم باشد، بىآنكه دعا كند. و اگر او را دعا كند، نه به جهت ظلم، چرا ظالم باشد؟ و اگر مراد اين باشد كه ظالمى را دعا مىكند كه بر ظالم« به» او مسلّط است، و مانع است از ظلم او، اگر به همه اقسام، بد باشد، چه احتياج به پيوستگى دعا. و اگر تفصيل داشته باشد، حكم به ظالميّت داعى، بر سبيل اطلاق يا عموم، صورت ندارد.( مترجم)
[٢]. أنعام، ١٢٩.