تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٥
باب در بيان ثواب تحميد و تمجيد
٢٧. باب در بيان ثواب تحميد و تمجيد[١]
٣٢١٤/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابوسعيد قمّاط، از مفضّل روايت كرده است كه گفت: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: فداى تو گردم! دعاى جامعى را به من تعليم كن. به من فرمود كه: «خدا را حمد كن؛ زيرا كه كسى نمىماند كه نماز كند، مگر آنكه از برايت دعا مىكند، مىگويد كه: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ؛ يعنى: «شنيد خدا و مستجاب فرمود دعاى كسى را كه او را ستود».
٣٢١٥/ ٢. از او، از على بن حسين، از سيف بن عميره، از محمد بن مروان روايت است كه گفت: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: كدام يك از عملها در نزد خداى- تعالى- دوستتر است؟ فرمود: «آن است كه او را حمد كنى»[٢].
٣٢١٦/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از ابوالحسن انبارى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله در هر روزى سيصد و شصت مرتبه به شماره رگهاى بدن، خدا را حمد مىكرد، مىفرمود كه: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ كَثيراً عَلى كُلِّ حالٍ؛ يعنى: ستايش از براى خدا است كه پروردگار جهانيان است، ستايشى بسيار، بر هر حالى».
٣٢١٧/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش و حميد بن زياد، از حسين بن محمد هر دو روايت كردهاند، از احمد بن حسن ميثمى، از يعقوب بن شعيب كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه در فرزند آدم سيصد و شصت رگ است. از جمله آنها صد و هشتاد رگ متحرّك است كه جنبش دارد، و از جمله آنها صد و هشتاد رگ است كه ساكن است و نمىجنبد؛ پس اگر متحرّك، ساكن شود، به خواب نمىرود، و اگر ساكن، متحرّك شود، به خواب نمىرود. و رسول خدا صلى الله عليه و آله چون صبح مىكرد، سيصد و شصت مرتبه مىفرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ كَثيراً عَلى كُلِّ حالٍ». و چون شام مىكرد، مثل اين مىفرمود.
٣٢١٨/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از
[١]. وتحميد به معنى ستودن و تمجيد به معنى به بزرگى ياد كردن و بزرگ داشتن است.( مترجم)
[٢]. و بنابر بعضى از نسخ كافى، او را تمجيد نمايى.( مترجم)