تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٦٩
شب خوابيده بود رفت. ناگاه ديد كه اثر موى شيطان كه در زمين كشيده بود، ظاهر بود.
٣٥٦٦/ ٢٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از سلمة بن مُحرز روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه سوره حمد او را بِهْ نكند و عافيت ندهد، چيزى او را بِه نكند».
٣٥٦٧/ ٢٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از اسماعيل بن مهران، از صفوان بن يحيى، از عبداللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «هر كه در وقتى كه در رختخواب جا مىگيرد، سوره «قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ» و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را بخواند، خداى عز و جل از برايش برات بيزارى از شرك را بنويسد».
٣٥٦٨/ ٢٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از على بن معبد، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «از خواندن سوره «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها» ملال به هم مرسانيد؛ زيرا كه هر كه در نمازهاى نافله كه به جا مىآورد، قرائتش به اين سوره باشد، خداى عز و جل هرگز او را به زلزله مبتلى نگرداند و به آن نميرد، و نه به صاعقه و آفتى از آفتهاى دنيا، تا بميرد، و چون هنگام مردنش رسد، فرشته بزرگوارى از نزد پروردگارش بر او فرود آيد و در بالاى سرش بنشيند، و از جانب خدا به ملك موت بگويد كه: اى ملك موت! با دوست خدا نرمى و مدارا كن، كه او بسيار مرا ياد مىكرد، و اين سوره را بسيار مىخواند، و اين سوره، مثل آن را به ملك موت مىگويد. پس ملك موت مىگويد كه: پروردگار من، مرا امر فرمود كه سخن او را بشنوم و او را اطاعت كنم، و روحش را از بدنش بيرون نبرم، تا مرا به آن امر كند. پس چون مرا امر كند، روحش را بيرون خواهم برد و قبض آن خواهم كرد، و پيوسته ملك موت در نزد او باشد، تا آنكه او را به قبض روحش امر كند، در وقتى كه پرده از پيش ديده او برگرفته شود، و منزلهاى خود را در بهشت ببيند. پس روحش بيرون آيد يا ملك موت آن را قبض نمايد، در نرمترين چيزى كه مىباشد از علاج و چاره و درمان (يعنى در نهايت سهولت و آسانى). بعد از آن، هفتاد هزار فرشته روح او را مشايعت كنند و به همراهش روند، و به زودى آن را به بهشت رسانند».