تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١٧
باب مبالغه كردن در دعا و ايستادگى و درنگ كردن
١٠. باب مبالغه كردن در دعا و ايستادگى و درنگ كردن
٣١٠٣/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از حسين بن عطيّه، از عبدالعزيز طويل روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «به درستى كه بنده چون دعا كند، خداى- تبارك و تعالى- پيوسته در كار حاجت او و در مقام برآوردن آن باشد، مادام كه شتاب نكند».
محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابنابىعمير، از حسين بن عطيّه، از عبدالعزيز طويل، از امام جعفر صادق عليه السلام مثل اين را روايت كرده است.
٣١٠٤/ ٢. محمد بن يحيى روايت كرده است، از احمد بن محمد بن عيسى و على بن ابراهيم، از پدرش و هر دو، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم و حفص بن بخترى و غير ايشان، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «به درستى كه بنده چون شتاب كند و به جهت حاجت خود (و فيصل دادن) برپا شود[١]، خداى- تعالى- مىفرمايد كه: آيا بنده من نمىداند كه منم آن خدايى كه حاجتها را روا مىكنم؟!».
٣١٠٥/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابنابىعمير، از سيف بن عميره، از محمد بن مروان، از وليد بن عقبه هجرى روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «به خدا سوگند كه هيچ بنده مؤمنى در باب حاجت خود بر خداى- تعالى- الحاح و مبالغه نمىنمايد، مگر اينكه خدا آن حاجت را از برايش روا مىكند».
٣١٠٦/ ٤. از او، از احمد بن محمد بن عيسى، از حجّال، از حسّان، از ابوالصّبّاح، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «به درستى كه خداى- تعالى- الحاح كردن مردم را بر يكديگر ناخوش مىدارد در سؤال كردن، و اين را از براى خود دوست داشته. به درستى كه خدا دوست مىدارد كه از او سؤال شود و طلب كنند، آنچه را كه در نزد او است».
٣١٠٧/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از حسين احمسى، از مردى، از
[١]. يعنى دعا را زود تمام كند و برپا خيزد تا برود.