تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٨١
ما، و در تورات، ما را امر فرموده، به آنكه ايمان نياوريم و تصديق نكنيم هيچ فرستادهاى را، تا وقتى كه بياورد به ما قربانىاى را، كه آتش، آن را بخورد (يعنى بسوزاند. و چون اين سخن، محض افترا بود، خدا ايشان را الزام فرموده، مىفرمايد كه:) بگو، اى محمد! به حقيقت كه آمدند شما را فرستادگانى چند، پيش از من، با معجزات روشن، و به آنچه شما گفتيد (از قربانى، بر وجهى كه مدّعاى شما است) پس چرا كشتيد ايشان را، اگر هستيد راستگويان؟».
و حضرت فرمود كه: «در ميان اين كشندگان و گويندگان، پانصد سال فاصله بود؛ پس خداى عز و جل همان كشتن را بر ايشان الزام فرمود، به سبب رضاى ايشان، به آنچه كشندگان كردند».
٢٩٠٩/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از محمد بن حكيم و حمّاد بن عثمان، از ابو مسروق روايت كرده است كه گفت ... تا آخر آنچه در باب كفر مذكور شد.
٢٩١٠/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از منصور بن يونس، از سليمان بن خالد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اهل شام از اهل روم بدترند، و اهل مدينه از اهل مكّه بدترند، و اهل مكّه كافر مىشوند به خداى عز و جل، آشكارا».
٢٩١١/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از سماعة، از ابو بصير، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام كه فرمود:
«به درستى كه اهل مكّه كافر مىشوند به خداى عز و جل، آشكارا. و به درستى كه اهل مدينه از اهل مكهّ خبيثترند، از ايشان خبيثترند هفتاد برابر».
٢٩١٢/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسين بن سعيد، از فضالة بن ايّوب، از سيف بن عميره، از ابو بكر حضرمى روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: اهل شام بدترند يا روميان؟ فرمود: «به درستى كه روميان كافر شدند و با ما دشمنى ندارند. و به درستى كه اهل شام كافر شدند و با ما دشمنى ورزيدند».
٢٩١٣/ ٦. از او، از محمد بن حسن، از نضر بن شعيب، از ابان بن عثمان، از فضيل بن يسار، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «همنشينى مكنيد با ايشان؛ يعنى مرجئه. خدا ايشان را لعنت كند، و لعنت كند ملّتهاى مشركه ايشان را، آنان كه خداى عز و جل را بر چيزى از چيزىها نمىپرستند».