تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٥
جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عز و جل: «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ»[١]، كه آن حضرت فرمود: «مراد شرك طاعت است، نه شرك عبادت» (يعنى غير خدا را فرمانبردارى كردند، نه پرستش).
و ضريس مىگويد كه: نيز از آن حضرت سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ»[٢] (تا آخر آيه، كه بعد از اين با ترجمه مذكور خواهد شد). فرمود:
«به درستى كه آيه فرود مىآيد در باب مردى [كه] بعد از آن در پيروان او مىباشند». پس عرض كردم كه: هر كه غير از شما چيزى را برپا كند، و امامى را نصب نمايد، پس او از جمله كسانى است كه خدا را به يگانگى پرستش مىكند بر طرف و كنارهاى (يعنى نه در وسط حقيقى؟). فرمود: «آرى، و گاه است كه كافر محض مىباشد».
٢٨٧٧/ ٥. يونس، از داود بن فرقد، از حسّان جمّال، از عميره، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «مردم مأمور شدند به شناختن ما، و برگردانيدن امر به سوى ما، و گردن نهادن از براى ما». بعد از آن فرمود: «و اگر روزه گيرند و نماز كنند و گواهى دهند كه خدايى نيست، مگر خدا، و در نفسهاى خويش، چنان قرار دهند كه به سوى ما رد نكنند، به همين، مشرك باشند».
٢٨٧٨/ ٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از احمد بن محمد بن ابى نصر، از عبد اللَّه بن يحيى كاهلى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود ... تا آخر آنچه در باب تسليم و فضل تسليمكنندگان مذكور شد، با سندى ديگر.
٢٨٧٩/ ٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از عبد اللَّه بن يحيى، از عبد للَّهبن مسكان، از ابو بصير كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم ... تا آخر آنچه در باب تقليد گذشت.
٢٨٨٠/ ٨. على بن محمد، از صالح بن ابى حمّاد، و على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از مردى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: «هر كه مردى را در معصيتى از معصيتها اطاعت كند، به حقيقت كه او را پرستش نموده است».
[١]. يوسف، ١٠٦.
[٢]. حج، ١١.