تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٧
كَثِيراً* وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا»[١]؛ يعنى: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! ياد كنيد خدا را، ياد كردن بسيار، و تسبيح و تنزيه كنيد او را در بامداد». و حضرت فرمود كه: «خداى- تعالى- از براى آن اندازهاى قرار نداده كه به سوى آن منتهى شود». و فرمود كه: «پدرم ذكرش بسيار بود. هر آينه با او راه مىرفتم و او ذكر خدا مىكرد، و با او طعام مىخوردم و او ذكر خدا مىكرد، و قوم را حديث مىكرد و با ايشان سخن مىگفت و آن، او را از ذكر خدا مشغول نمىساخت، و زبانش را مىديدم كه به كام بالايش چسبيده بود و مىفرمود: لا الهَ الّا اللَّه، و ما را جمع مىنمود و به ذكر خدا امر مىفرمود تا آفتاب برآيد. و هر كه را از ما كه مىتوانست قرآن بخواند، به خواندن امر مىفرمود، و هر كه از ما نمىتوانست قرآن بخواند، او را به ذكر امر مىفرمود.
و خانهاى كه قرآن در آن خوانده مىشود و خداى- تعالى- در آن ياد مىشود، بركتش بسيار مىشود، و فرشتگان در آن خانه حاضر مىشوند، و شياطين از آنجا دور مىگردند، و آن خانه از براى اهل آسمان روشنى دهد، چنانكه ستارهاى درخشان از براى اهل زمين روشنى مىدهد. و خانهاى كه قرآن در آن خوانده نمىشود و ذكر خدا در آن نمىشود، بركتش كم مىشود، و فرشتگان از آن دور مىشوند، و شياطين در آن حاضر مىشوند.
و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: آيا نمىخواهيد شما را خبر دهم به بهترين اعمال شما كه در درجات شما از همه آنها بلندكنندهتر، و در نزد پادشاه شما از همه آنها پاكتر، و از براى شما بهتر است از دينار و درهم، و بهتر است از براى شما از آنكه دشمنان خويش را ملاقات كنيد و در جنگ به هم رسيد، پس شما ايشان را بكشيد و ايشان شما را بكشند؟ صحابه عرض كردند: بلى، مىخواهم. فرمود: بسيار ياد كردن خداى- تعالى-».
بعد از آن حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «مردى به خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه:
بهترين مردم مسجد كيست؟ فرمود: آنكه از همه ايشان بيشتر خدا را ذكر كند. و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه زبان ذاكرى به او عطا شود، به حقيقت كه خوبى دنيا و آخرت به او عطا شده». و در قول خداى- تعالى-: «وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ»[٢] كه ترجمه ظاهر آن اين است كه:
«منّت مگذار و عطا مده در حالتى كه آن را بسيار شمارى». فرمود كه: «بسيار مشمار آنچه را كه كردهاى از براى خدا از خوبى».
٣١٩٩/ ٢. حميد بن زياد، از ابنسماعه، از وهيب بن حفص، از ابوبصير، از امام
[١]. احزاب، ٤١ و ٤٢.
[٢]. مدثر، ٦.