تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١
خواهشهاى نفس خود بترسيد، چنان كه از دشمنان خويش مىترسيد؛ چرا كه، چيزى مردمان را دشمنتر نيست، از پيروى كردن خواهشهاى نفس ايشان، و آنچه داس زبانهاى ايشان، آن را درويده است».
٢٦٧٤/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از عبداللَّه بن قاسم، از ابو حمزه، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
خداى- تبارك و تعالى- مىفرمايد كه: سوگند ياد مىكنم به عزّت و جلال و بزرگوارى و نور و برترى و بلندى مرتبه خويش، كه هيچ بندهاى خواهش خود را بر خواهش و فرمان من اختيار نكند، مگر آنكه امرش را بر او پراكنده و پريشان مىگردانم، و دنياى او را بر او مشكل و مشتبه مىسازم، و دلش را به آن مشغول مىكنم، و او را از دنيا نمىدهم، مگر آنچه را كه از برايش مقدّر كردهام. و به عزّت و جلال و عظمت و نور و علوّ و ارتقاع مرتبه خودم سوگند، كه هيچ بندهاى خواهش و امر مرا بر خواهش خود اختيار نمىكند، مگر آنكه فرشتگان خود را حافظ او مىگردانم كه او را نگاهدارى كنند، و آسمانها و زمين را ضامن روزى او مىگردانم، (يا آنكه آن را در ضمن آنها قرار مىدهم كه از هر جا به او برسد)، و از براى او از پس تجارت هر تاجرى باشم (يعنى تجارت هر تجارتكنندهاى را به سوى او مىرسانم، يا من از براى او هستم، به عوض آنكه تجارت تاجران باطل را ترك كرده، و رضاى مرا اختيار نموده، چنان كه بعضى گفتهاند). و دنيا به نزدش آيد، و حال آن كه او دنيا را نخواهد».
٢٦٧٥/ ٣. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّآء، از عاصم بن حميد، از ابو حمزه، از يحيى بن عقيل روايت كرده است كه گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «جز اين نيست كه بر شما از دو خصلت مىترسم: يكى پيروى كردن خواهش نفس، و ديگرى اميد دور و دراز. امّا پيروى خواهش نفس، اين كس را از حق باز مىدارد. و امّا اميد دور و دراز، آخرت را از ياد اين كس مىبرد».
٢٦٧٦/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از محمد بن حسن بن شمّون، از عبداللَّه بن عبد الرحمان اصم، از عبد الرحمان بن حجّاج كه گفت: حضرت امام موسىكاظم عليه السلام به من فرمود كه: «از سراشيبىاى كه بالا رفتنش آسان و پايين آمدنش سخت