تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٩
گشتم؛ پس مرا وصيّت كن و بگو چه كار كنم؟ خضر گفت: دست برمدار از آنچه با وجود آن، چيزى تو را ضرر نرساند، چنان كه با غير آن، چيزى تو را نفع نرساند».
٣٠٥٨/ ٣. از او، از يونس، از ابن بكير، از ابو اميّه- يعنى يوسف بن ثابت- روايت است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «هيچ كارى با ايمان ضرر نمىرساند، و هيچ عملى با كفر نفع نمىبخشد. آيا نمىبينى كه خداى- تعالى- فرموده است كه: «وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ»[١] وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ[٢]؛ يعنى: «و باز نداشت ايشان را از آنكه پذيرفته شود نفقههاى ايشان، مگر آنكه ايشان كافر شدند به خدا» و فرستاده او، و مردند، در حالتى كه ايشان كافر بودند».
٣٠٥٩/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابن فضّال، از ثعلبه، از ابو اميّه يوسف بن ثابت بن ابى سعده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت فرمود: «با ايمان، عملى ضرر نمىرساند، و همچنين با كفر، عملى نفع ندارد».
٣٠٦٠/ ٥. احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از آنكه او را ذكر كرده، از عبيد بن زراره، از محمد بن مارد روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه:
حديثى از براى ما روايت شده، و آن، اين است كه تو فرمودهاى كه: چون شناختى؛ يعنى حق را، (كه عبارت است از مذهب حق اثناعشرى)، پس آنچه خواهى، بكن. فرمود كه: «من اين را گفتهام». راوى مىگويد كه: عرض كردم: و اگرچه زنا كنند يا دزدى كنند يا شراب بياشامند؟ فرمود: « «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[٣]. به خدا سوگند كه با ما انصاف ندادهاند، كه ما به كردار بد مأخوذ و معاقب باشيم، و مؤاخذه و عقاب از ايشان برداشته شده باشد. جز اين نيست كه من گفتم كه: چون عارف شدى و حق را شناختى، آنچه خواهى، بكن، از عمل خير؛ خواه اندك باشد، و خواه بسيار، كه از تو قبول مىشود».
٣٠٦١/ ٦. على بن ابراهيم، از محمد بن ريّان بن صلت روايت كرده كه آن را مرفوع
[١]. توبه، ٥٤.
[٢]. و در قرآن، در[ آيه ٥٤] سوره توبه،« وَبِرَسُولِهِ»، با زيادتى باء است، و« وَماتُوا ...»، تا آخر، در اين آيه نيست[ بلكه در آيات ديگر است]. وظاهر اين است كه اين اشتباهى باشد از راوى، و كاتب چنين اشتباهى نمىكند، و اقتباس در اينجا ممكن نيست.( مترجم)
[٣]. بقره، ١٥٦.