تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥
از عبداللَّه بن مغيره، از معاويه بن عمّار، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «اصلاحكننده، دروغگو نيست».
٢٧٠٢/ ٢٠. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از عبداللَّه بن يحيى كاهلى، از محمد بن مالك، از عبد الاعلى مولاى آل سام روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام مرا به حديثى حديث كرد. بعد به آن حضرت عرض كردم كه: فداى تو گردم! آيا نه چنين است كه در اين ساعت چنين و چنين براى من زعم كردى؟ فرمود: «نه». پس اين سخن بر من بزرگ آمد و عرض كردم: بلى، به خدا سوگند كه زعم تو اين بود. فرمود: «نه، به خدا سوگند كه زعم من اين نبود». راوى گفت كه: اين سخن بر من بزرگ آمد و عرض كردم:
بلى، به خدا سوگند كه اين را گفتى. فرمود: «آرى، اين را گفتم. آيا ندانستهاى كه هر زعم كه در قرآن واقع است، به معنى دروغ است»[١].
٢٧٠٣/ ٢١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از على بن اسباط، از ابو اسحاق خراسانى كه گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمود: «بپرهيزيد از دروغ گفتن؛ زيرا كه هر اميدوارى جويا است، و هر ترسانى گريزان است».
٢٧٠٤/ ٢٢. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از حجّال، از ثعلبه، از معمر بن عمرو، از عطا، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
دروغ نيست بر كسى كه اصلاح مىكند». بعد از آن، اين آيه را تلاوت فرمود كه: «أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ»[٢]. بعد از آن فرمود: «به خدا سوگند كه ايشان دزدى نكردند، و او دروغ نگفت». بعد از آن، اين آيه را تلاوت فرمود كه: «بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ»[٣]. بعد از آن فرمود: «به خدا سوگند كه آن را نكردند، و دروغ نگفت».
باب در بيان شخص دو زبان
١٤٠. باب در بيان شخص دو زبان
٢٧٠٥/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان، از عون
[١]. و زعم- به فتح زاى هوّز و ضمّ و كسر آن، با سكون عين-، در هر يك، به معنى پنداشتن و گمان كردن است، و آن از افعال شكّ است. و گفتهاند كه: در هر يك از شك و يقين استعمال مىشود. و اين حديث دلالت بر بطلان آن نمىكند، نظر به فقره آخر آن، و امّا مابقى، ظاهر در بطلان است.( مترجم)
[٢]. يوسف، ٧٠.
[٣]. انبيا، ٦٣.