تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٣
لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»[١]؛ يعنى: به درستى كه آنان كه دوست مىدارند كه فاش گردد خصلت ناشايست كه آن زنا است و انواع قبائح و زشتىها، در باره آنان كه ايمان آوردهاند، از براى ايشان است عذابى دردناك يا دردآورنده».
٢٧٥٩/ ٣. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از حسن بن على وشّآء، از داود بن سرحان روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از غيبت. فرمود كه: «غيبت، آن است كه از براى آنكه برادر تو است، در دينش چيزى را بگويى كه نكرده باشد، و بر او امرى را ثابت گردانى كه خداى عز و جل آن را بر او پوشيده باشد، و در آن بر او حدّى از حدودى كه در شرع مقرّر است، اقامه نشده باشد».
٢٧٦٠/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از پدرش، از هارون بن حجم، از حفص بن عمر، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال شد كه كفّاره غيبت كردن چيست؟ فرمود كه: از خدا آمرزش مىطلبى براى كسى كه او را غيبت كردهاى، در هر زمان كه او را ياد كنى».
٢٧٦١/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از مالك بن عطيّه، از ابن ابى يعفور، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«هر كه بر مرد مؤمن يا زن مؤمنهاى بهتان بندد به آنچه در او نيست، خدا او را در طينت خبال محشور گرداند و در آن بدارد، تا از عهده آنچه گفته بيرون آيد». عرض كردم كه: طينت خبال چيست؟ فرمود كه: «چرك و خونابهاى است كه از فرجهاى زنان زناكار بيرون مىآيد».
٢٧٦٢/ ٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از عبّاس بن عامر، از ابان، از مردى كه ما او را نمىدانيم، مگر يحيى ازرق روايت كرده است كه گفت: امام موسىكاظم عليه السلام به من فرمود كه: «هر كه مردى را از پشت سرش ذكر كند به آنچه در او موجود است، از آنچه مردم آن را شناختهاند و شهرت يافته، او را غيبت نكرده. و هر كه او را ياد كند از پشت سرش به آنچه در او موجود است، از آنچه مردم آن را نشناختهاند و به آن خبر ندارند، او را غيبت كرده است. و هر كه او را مذكور سازد به آنچه در او نيست، به حقيقت كه بر او بهتان بسته است».
٢٧٦٣/ ٧. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس بن عبد الرحمان، از
[١]. نور، ١٩.