تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣
«بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ»[١]؛ و حضرت فرموده: «به خدا سوگند كه ايشان نكردند، و حضرت ابراهيم دروغ نگفت».
راوى مىگويد كه: پس حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «اى صيقل! چيست در نزد شما در اين آيه، و در شرح آنچه مىگوييد؟» عرض كردم كه: در اين آيه، در نزد ما چيزى غير از تسليم و گردن نهادن نيست.
راوى مىگويد كه: حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «خداى عز و جل دو چيز را دوست داشته و دو چيز را دشمن داشته: راه رفتن را به ناز و كرشمه در ميان دو صف [كارزار] دوست داشته، و دروغ گفتن در اصلاح را دوست داشته، و متكبّرانه رفتن را در كوچهها و راهها دشمن داشته، و دروغ گفتن را در غير اصلاح، دشمن داشته. به درستى كه ابراهيم عليه السلام، جز اين نيست كه گفت: «بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا»، به جهت اراده اصلاح و دلالت كردن بر اينكه آن بتها اين را نمىكنند، و يوسف عليه السلام، به جهت اراده اصلاح، گفت، آنچه گفت».
٢٧٠٠/ ١٨. از او، از پدرش، از صفوان، از ابو مخلد سرّاج، از عيسى بن حسّان روايت است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «هر دروغى، روزى صاحبش از آن سؤال خواهد شد، مگر دروغ گفتن در سه چيز: يكى مردى كه در جنگ خود رنج و زحمت مىكشد[٢]. پس آن دروغ از او موضوع [وبرداشته شده] است. يا مردى كه در ميان دو نفر اصلاح مىكند، و اين يكى را ملاقات مىكند، به غير آنچه آن ديگرى را ملاقات مىكند، و اراده دارد كه به اين طريقه، در ميان ايشان اصلاح كند. يا مردى كه به اهل خويش چيزى را وعده مىدهد، و اراده ندارد كه آن وعده را از براى ايشان تمام كند».
٢٧٠١/ ١٩. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش،
[١]. أنبياء، ٦٣. يعنى:« حضرت ابراهيم گفت كه: بلكه كرده است اين كار را بزرگ ايشان، كه اين بت است. پس بپرسيداز ايشان، كه كى ايشان را شكسته است، اگر چنان باشند كه سخن گويند؛ يعنى: اين عمل، از فعل بت بزرگ است، اگر گويا شوند. پس از ايشان بپرسيد. و اين مثل آن است، اگر شخصى مىگويد كه: فلان كس راست مىگويد، در آنچه مىگويد، اگر آسمان در بالاى سر ما نباشد. پس خلاصه معنى آن است كه، بت بزرگ، ايشان را شكسته، اگر چنان باشد كه اينها به سخن درآيند و جواب شما بدهند، وليكن جواب گفتن ايشان، امرى است محال. پس اينكه بزرگ ايشان، ايشان را شكسته باشد، محال باشد.( مترجم)
[٢]. ترجمه بر اساس وجود« كادح» در نسخهى مترجم است، ولى در متن كنونى كافى،« كائد» آمده كه به معناى حيلهدر جنگ است و درستتر مىنمايد.