تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٠١
خداى عز و جل خواسته باشد كه در آشكار پرستيده شود، دولت آدم آشكار باشد، و چون اراده فرمايد كه در نهان پرستيده شود، دولت شيطان برپا باشد. و آنكه فاش مىكند چيزى را كه خداى عز و جل پوشيدن آن را خواسته، از دين اسلام بيرون است».
٢٨١٧/ ١٢. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبار، از صفوان، از عبد الرحمان بن حجّاج، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هر كه روز خود را به فاش كردن راز ما بگشايد و به آن آغاز كند، خداى عز و جل گرمى آهن و تنگى زندانها را بر او مسلّط گرداند».
باب در بيان حال كسى كه مخلوق را اطاعت مىكند در معصيت خالق
١٦١. باب در بيان حال كسى كه مخلوق را اطاعت مىكند در معصيت خالق
٢٨١٨/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه خشنودى مردم را به خشم و ناخشنودى خدا طلب كند، و كارى بكند كه موجب خشم خدا باشد، تا خلق از او راضى باشند، خدا ستايشكننده و مدحنماينده او را، از مردمانِ مذمّتكننده و بدگو مىگرداند».
٢٨١٩/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از اسماعيل بن مهران، از سيف بن عميره، از عمرو بن شمر، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه خشنودى مردم را طلب كند به چيزى كه خدا را به خشم آورد، خدا ستايشگوى او را، از مردمانِ بدگو گرداند. و هر كه فرمانبردارى خدا را به غضب مردم اختيار كند، ودر طاعت خدا كارى بكند كه خلق از او راضى نباشند، خداى عز و جل دشمنى هر دشمن، و حسد هر حسد برنده، و ستم هر ستمكارى را از او كفايت كند، و ياور و پشت و پناه او باشد».
٢٨٢٠/ ٣. از او، از شريف بن سابق، از فضل بن ابى قرّه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «مردى به خدمت حضرت امام حسين عليه السلام نوشت كه: مرا موعظه كن و پند ده به دو حرف؛ پس حضرت به سوى او نوشت كه: هر كه كارى را قصد كند به نافرمانى خداى عز و جل، بيشتر موجب ضايع شدن و نيستى آن چيزى است كه اميد دارد، و شتابانتر است از براى آمدن آنچه از آن مىترسد».
٢٨٢١/ ٤. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از صفوان، از علاء، از محمد بن