تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦١١
كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه قرآن زجركننده و امر فرماينده است؛ امر مىفرمايد به بهشت و چيزى كه موجب دخول در آن باشد، و زجر و منع مىكند از آتش و آنچه باعث رفتن در آن باشد».
٣٤٨٢/ ١٠. على بن ابراهيم، از صالح بن سندى، از جعفر بن بشير، از سعد اسكاف روايت كرده است كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: «سورههاى طوال به جاى تورات به من عطا شده، و مئين به جاى انجيل به من عطا شده، و مثانى به جاى زبور به من عطا شده، و تفضيل داده شدهام به مفصّل، و آن شصت و هشت سوره است، و قرآن شاهد و دليل است بر ساير كتابهاى آسمانى. پس تورات از براى موسى، و انجيل از براى عيسى، و زبور از براى داود عليهما السلام است»[١].
٣٤٨٣/ ١١. ابو على اشعرى، از محمد بن سالم، از احمد بن نضر، از عمرو بن شمر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «قرآن در روز قيامت مىآيد، در نيكوترين صورتى كه به سوى آن نظر شده باشد. پس به مسلمانان مىگذرد، و ايشان مىگويند كه:
اينك، مردى است از ما. بعد از آن، از ايشان درمىگذرد و مىرود به جانب پيغمبران. پس مىگويند كه: او از ما است. بعد از آن، از ايشان درمىگذرد و مىرود به سوى فرشتگان مقرّب، و ايشان مىگويند كه: او از ما است، تا آنكه منتهى مىشود به سوى حضرت ربّ العزّت، و عرض مىكند كه: اى پروردگار من! فلان، پسر فلان، ساعتهاى بسيار گرم، او را تشنه گردانيدم، و شبش را بيدار كردم (يعنى در روزهاى گرم او را روزهدار گردانيدم، و در شبها او را بيدار ساختم) در دار دنيا، و فلان، پسر فلان، ساعتهاى بسيار گرم، او را تشنه نساختم، و شبش را بيدار نكردم (يعنى به سبب من روزها را روزه نگرفت، و در
[١]. در اين حديث، قرآن را بر چهار قسمت نموده، چنان كه مىبينى، و در تعيين مراد از هر يك از آنها خلاف است، و اشهر آن است كه طوال- به ضمّ طاء-، كه آن را طول- بدون الف- نيز مىگويند، هفت سوره است، از سوره بقره تا سوره اعراف، و هفتم سوره يونس است، يا سوره انفال و توبه، هر دو، بنابر اينكه اين دو سوره يكى باشند. و مثانى- بر وزن معانى-، سورهاى پهلوى سورهاى طوالاند، از سوره يونس تا سوره نحل، و مئين، هر سورهاى است كه مقدار صد آيه يا قدرى بيشتر يا كمتر از آن باشد، يا آنها نيز هفت سورهاند، از سوره بنىاسرائيل تا سوره مؤمنون، و مفصّل، از سوره محمد است تا آخر قرآن. و مئين و مثانى، سى و نه سورهاند، و طوال، هفت سوره، و مفصّل، شصت و هشت سوره، كه مجموع، صد و چهارده سوره باشد، و تفصيل اين مطلب در لوامع التّنزيل مذكور است.( مترجم)