تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١٥
به درستى كه تو بر هر چيزى توانايى. خداوندا! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از نيست شدن نعمت تو، و گردانيدن عافيت تو، و از ناگهانى عقوبت تو، و از بدى نوشتهاى كه به حقيقت پيشى گرفته. خداوندا! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از بدى نفس خودم، از بدى هر جنبندهاى كه تو فراگيرندهاى موى پيشانى آن را. به درستى كه تو بر هر چيزى توانايى. و به درستى كه خدا به حقيقت كه احاطه كرده است به هر چيزى از روى دانش، و ضبط فرموده است هر چيزى را از روى شماره».
٣٣٩٨/ ٢٠. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن خالد، از عمر بن يزيد (اين دعا را روايت كرده است): «يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ، يَا لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ، بِرَحْمَتِكَ أَسْتَغِيثُ، فَاكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي، وَلَا تَكِلْنِي إِلى نَفْسِي؛ «اى زنده! اى پاينده! نيست خدايى، مگر تو. به رحمت تو فريادخواهى مىكنم؛ پس كفايت كن از من آنچه در اندوه افكند مرا، و وا مگذار مرا به سوى خود»، و صد مرتبه اين را مىگويى و حال اينكه تو در سجده باشى».
٣٣٩٩/ ٢١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از بعضى از اصحاب خويش، از ابراهيم بن حنان، از على بن سوره، از سماعه كه گفت: امام موسى كاظم عليه السلام به من فرمود كه: «هر گاه تو را به سوى خداى عز و جل حاجتى باشد، بگو كه: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ ... وَأَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَكَذَا؛ «خداوندا! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به حقّ محمد و على؛ پس به درستى كه ايشان را در نزد تو شأن و منزلهاى است از شأن و قدر عظيمى است از قدر. پس به حقّ آن شأن و به حقّ آن قدر، تو را قسم مىدهم كه صلوات فرستى بر محمد و آل محمد، و آنكه بكنى با من چنين و چنين»، پس به درستى كه چون روز قيامت شود، فرشته مقرّبى نماند و نه پيغمبر مرسلى، و نه مؤمنى كه خدا او را آزموده و دلش را گشوده و پر از ايمان نموده، مگر آنكه در آن روز به ايشان احتياج دارد».
٣٤٠٠/ ٢٢. على بن محمد، از ابراهيم بن اسحاق احمر، از ابوالقاسم كوفى، از محمد بن اسماعيل، از معاويه بن عمّار و علا بن سيابه و ظريف بن ناصح روايت كرده است كه گفت:
چون ابوالدّوانيق (ابوجعفر منصور) به سوى امام جعفر صادق عليه السلام فرستاد كه به سوى او رود، حضرت دستش را به سوى آسمان برداشت، بعد از آن فرمود كه: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ حَفِظْتَ الْغُلَامَيْنِ ...
وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهِ؛ خداوندا! به درستى كه تو نگاه داشتى آن دو پسر را به نيكى پدر و مادر ايشان. پس نگاه دار مرا به نيكى پدرانم محمد و على و حسن و حسين و على، پسر حسين و