تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٧٧
روايت كرده است كه فرمود: «چون كسى حاضر باشد، او را به كنيه ياد كن، و چون پنهان باشد، او را نام ببر»[١].
٣٧٨٣/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چون يكى از شما برادر مسلمانش را دوست دارد، بايد كه او را سؤال كند از نامش و نام پدرش و نام قبيله و عشيره و خويشانش؛ زيرا كه از جمله حقّ واجب و راستى برادريش آن است كه او را از اين سؤال كند، و اگر نه آن شناسايى، شناسايى احمقانه است».
٣٧٨٤/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از يعقوب بن يزيد، از على بن جعفر، از عبد الملك بن قدامه، از پدرش، از حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله روزى به همنشينان خود فرمود: مىدانيد كه عجز و ناتوانى چيست؟ عرض كردند كه: خدا و رسولش داناترند. فرمود كه: عجز سه چيز است: اوّل آنكه يكى از شما مبادرت كند به طعامى كه آن را از براى صاحبش بسازد، پس با او خُلف كند و در نزدش نيايد، و دويم آنكه مردى از شما با مردى رفاقت كند يا با او همنشينى نمايد، واجب است كه بداند كه آن كيست و از كجا است. پس از او جدا مىشود، پيش از آنكه اين را بداند، و سيم امر زنان است. يكى از شما به اهلش نزديك مىشود و حاجت خود را برمىآورد، و آن زن حاجت خود را هنوز برنياورده [است].
پس عبداللَّه، پسر عمرو بن عاص، عرض كرد كه: يا رسول اللَّه! اين امر چگونه است؟ فرمود كه: سخت مىآميزد و درنگ مىكند تا آنكه آن، از ايشان، هر دو بيايد» (يعنى آب منى).
و گفته است كه: در حديث ديگر است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: «از عاجزترين عاجزها مردى است كه مردى را ملاقات كند، و طورش [/ روش و اخلاقش] او را خوش آيد، و او را از نام و نسب و جايش سؤال نكند».
٣٧٨٥/ ٥. از او، از عثمان بن عيسى، از سماعه روايت است كه گفت: شنيدم از امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود: «بايد كه حشمت و در هم گرفتگى در ميان تو و برادرت نرود
[١]. و كنيه- به ضمّ اوّل و كسر آن-، نامى است كه در اوّلش لفظ اب يا امّ باشد، چون ابو المعالى و امّ كلثوم و امثال آن.( مترجم)