تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧
معنى وا ايستادن است).
٢٧٢٥/ ٣. ابو على اشعرى، از حسن بن على كوفى، از عبيس بن هشام، از صالح حذّاء، از يعقوب بن شعيب، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون روز قيامت شود، پردهاى از پردههاى بهشت را بردارند. پس هر كه را روح باشد، بوى آن را از مسافتى كه پانصدساله راه باشد بيابد، مگر يك قسم از مردمان». عرض كردم كه: ايشان كيانند؟ فرمود:
«كسى كه عاق پدر و مادر خود باشد».
٢٧٢٦/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: بالاتر از هر صاحب نيكى، نيكوكارى هست، تا آنكه مرد در راه خدا كشته شود. پس چون در راه خدا كشته شود، بالاتر از او نيكوكارى نيست. و به درستى كه بالاتر از هر عقوقى، عقوقى هست، تا آنكه مرد، يكى از پدر و مادر خود را بكشد. پس چون اين را به فعل آورد، بالاتر از آن عقوقى نيست».
٢٧٢٧/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از اسماعيل بن مهران، از سيف بن عميره، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «هر كه نظر كند به سوى پدر و مادر خويش، مانند نظر كسى كه چيزى را دشمن داشته باشد، در حالى كه پدر و مادر بر او ستمكار باشند، خداى عز و جل هيچ نماز او را قبول نكند».
٢٧٢٨/ ٦. از او، از محمد بن على، از محمد بن فرات، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله در بعضى از سخنان خويش فرمود كه: بپرهيزيد از نافرمانى پدر و مادر؛ زيرا كه، بوى بهشت از مسافتى كه به قدر هزارساله راه باشد، يافت مىشود، و عاق و قطعكننده رحم و پير زناكار و آنكه جامه خويش را از روى تكبّر بر زمين مىكشد، هيچيك، بوى آن را نمىيابند. و بزرگوارى نيست، مگر از براى خدا كه پروردگار عالميان است».
٢٧٢٩/ ٧. از او، از يحيى بن ابراهيم بن ابى البلاد، از پدرش، از جدّش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «اگر خداى عز و جل چيزى را از «افّ» پستتر و كمتر مىدانست، هر آينه از آن نهى مىفرمود. و آن، از پستترين عقوق است. و از جمله عقوق آن است كه، مرد به سوى پدر و مادرش نظر كند، و نظر را به سوى ايشان تيز و تند گرداند».
٢٧٣٠/ ٨. از او، از پدرش، از هارون بن جهم، از عبداللَّه بن سليمان، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «پدرم عليه السلام به سوى مردى نظر فرمود، و پسرش همراه او مىرفت،