تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٠٧
سخريّه و افسانه نيست، و آن را ظاهرى و باطنى هست. پس ظاهرش احكام الهى است، و باطنش علوم نامتناهى، ظاهرش انيق و خوشآينده، و باطنش عميق و گودىدارنده است. آن را نجوم و ستارگانى چندند كه بر احكام الهى دليلاند، و بر آن نجوم، نجوم ديگرند كه مردم را به آن احكام مىرسانند[١]؛ عجائب آن احصا نمىشود، و غرائب آن كهنه نمىگردد، در آن چراغهاى هدايت است، و منار و چراغ خانههاى حكمت، و دليل است بر معرفت يا مغفرت[٢]. هر كه صفت را شناخت (يعنى صفت تعرُّف و كيفيت استنباط) بايد كه ديده خود را به جولان درآورد، و بايد كه نظرش به صفت برسد، تا از هلاكت نجات يابد و از ورطههاى ضلالت خلاص گردد؛ زيرا كه تفكّر كردن موجب زندگى دل بينا است، چنان كه طالب نور در تاريكىها به روشنى مىرود. پس بر شما باد به نيكى تخلّص، كه خود را نيكو خلاص كنيد، و كمى تربّص، كه خود را در فتنهها نگذاريد و انتظار نكشيد».
٣٤٧٥/ ٣. على، از پدرش، از عبد اللَّه بن مغيره، از سماعة بن مهران روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «به درستى كه خداوند عزيز جبّار كتاب خود را بر شما فرو فرستاده، و آن راستگويى است نيكوكار، و در آن است خبر شما، و خبر هر كه پيش از شما بوده، و خبر هر كه بعد از شما خواهد بود، و خبر آسمان و خَبر زمين، و اگر بيايد در نزد شما آنكه شما را از آن خبر دهد، هر آينه تعجّب خواهيد كرد».
٣٤٧٦/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان، از ابو الجارود روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
من و كتاب خدا و اهل بيت و عترت من، اوّل كسى هستيم كه بر خداوند عزيز جبّار وارد مىشويم در روز قيامت. بعد از آن، امّت من. پس از ايشان سؤال خواهم كرد كه: با كتاب خدا و با اهل بيت من چه كرديد؟».
٣٤٧٧/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از طلحة بن زيد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه اين قرآن، در آن است چراغ
[١]. يعنى ائمّه معصومين- صلوات اللَّه و سلامه عليهم اجمعين-، چنان كه در احاديث متواتره وارد شده است كه، معنى قرآن را كسى غير از ايشان نمىداند، و علم آنچه بوده و خواهد بود تا روز قيامت، و همه شرايع و احكام در آن است، و علمش مخزون است در نزد ايشان، و آن را هفت بطن يا هفتاد بطن يا هفتصد بطن است، و علم همه آن بطون در نزد ايشان مخزون است.( مترجم)
[٢]. بنابر اختلاف نسخ كافى.( مترجم)