تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٩
چرا كه، اگر بر كافرى گواهى داده، راست گفته است، و اگر آن كس مؤمن باشد، كفر بر گواهىدهنده برمىگردد. پس بپرهيزيد از طعن زدن بر مؤمنان».
٢٧٧٣/ ٦. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از على بن ابى حمزه، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «به درستى كه لعنت چون از دهان صاحبش بيرون آمد، تردّد مىكند و مىگردد؛ پس اگر محلّ روانى و موضع جواز آن را يافت (به اينكه آن كس كه لعنتكننده او را لعنت كرده، فىالحقيقه ملعون باشد)، در آنجا قرار گيرد. و اگر نه، بر صاحبش رجوع كند».
٢٧٧٤/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن على، از على بن عقبه، از عبداللَّه بن سنان، از ابوحمزه ثمالى روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود ... تا آخر حديثِ پيش، مگر آنكه در اين حديث است كه: «در ميانه اين دو كس تردّد مىكند».
٢٧٧٥/ ٨. ابو على اشعرى، از محمد بن سنان، از محمد بن على، از محمد بن فضيل، از ابوحمزه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «چون مردى اف به برادر مؤمن خود بگويد، از دوستى او بيرون مىرود. و چون بگويد كه تو دشمنى منى، يكى از اين دو كافر مىشود. و خداى عز و جل عملى را از مؤمنى قبول نمىفرمايد، با آنكه بدى را نسبت به برادر مؤمنش در دل گرفته باشد».
٢٧٧٦/ ٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن سنان، از حمّاد بن عثمان، از ربعى، از فضيل، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هيچ انسانى نيست كه در برابر چشم مؤمنى طعنه زند، مگر آنكه به بدترين انواع مردنها مىميرد، و سزاوار آن باشد كه به سوى هيچ خوبى باز نگردد».
باب در بيان تهمت و بدگمانى
١٥٢. باب در بيان تهمت و بدگمانى[١]
٢٧٧٧/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از ابراهيم بن عمير يمانى، از
[١]. و تهمت، دروغ و دروغ بربستن است. و ظاهر اين است كه تهمت، برزخ ميان غيبت و بهتان باشد؛ زيرا كه در تهمت، وهم و خيالى هست كه در بهتان نيست؛ چه اصل آن وُهْمَت بوده است، و اين تاء كه در آن است، بدل است از واو.( مترجم)