تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٣١
باب حرز و عوذه
٥٧. باب حرز و عوذه[١]
٣٤٢١/ ١. حميد بن زياد، از حسن بن محمد، از چند نفر، از ابان، از ابنمنذر روايت كرده است كه گفت:
در نزد امام جعفر صادق عليه السلام وحشت را ذكر كردم. فرمود: «آيا نمىخواهيد كه شما را خبر دهم به چيزى كه چون آن را گفتيد، وحشت به هم نرسانيد و نترسيد، نه در شب و نه در روز.
و آن، اين است: بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ ... وَاجْعَلْنِي فِي أَمَانِكَ وَفِي مَنْعِكَ؛ به نام خدا و به خدا. توكلّ كردم بر خدا؛ پس به درستى كه هر كه توكّل كند بر خدا، پس او بس است او را. به درستى كه خدا رسنده كار خود است. به حقيقت كه قرار داده است هر چيزى را اندازهاى. خداوندا! بگردان مرا در حفظ خود، و در همسايگى و پناه خود، و بگردان مرا در ايمنى خود، و در بازداشتن خود».
پس فرمود كه: خبر به ما رسيد كه مردى در سى سال اين را گفت، و يك شب اين را ترك كرد، و عقربى او را گزيد.
٣٤٢٢/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از محسن بن احمد، از يونس بن يعقوب، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: «بگو: أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ ... وَمِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ؛ پناه مىبرم به عزّت خدا، و پناه مىبرم به قدرت خدا، و پناه مىبرم به بزرگوارى خدا، و پناه مىبرم به بزرگى خدا، و پناه مىبرم به عفو خدا، و پناه مىبرم به آمرزش خدا، و پناه مىبرم به رحمت خدا، و پناه مىبرم به سلطنت خدا، كه آن يا او بر هر چيزى توانا است. و پناه مىبرم به كرم خدا، و پناه مىبرم به جمع خدا، از بدى ستمكار ستيزكننده و هر ديو سركش از حد درگذرنده، و بدى هر نزديك و يا دور يا ناتوان يا سخت، و از بدى زهردار و جنبنده زمين و عامّه خلق، و از بدى هر جنبنده خُرد يا بزرگ در شب يا روز، و از بدى فاسقان عرب و عجم، و از بدى فاسقان پرى و آدمى».
٣٤٢٣/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از بعضى از اصحاب خويش، از قدّاح، از امام
[١]. و حرز- به كسر حاء و سكون راء-، پناهگاه و جاى استوار و تعويذات و عوذه- به ضمّ عين-، افسون و تعويذ باشد. و بعضى از اهل لغت در شرح تعويذ مىگويد كه: آن معروف است؛ يعنى دعايى و آيتى كه به كاغذ نوشته، كه در فقره بگيرند و در بازو بندند براى دفع بلا.( مترجم)