تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٢٥
مرا»، و حريص باش بر اينكه آن با قطرات آبِ ديده و گريه باشد».
٣٤٠٩/ ٨. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از ابراهيم بن عبدالحميد، از مردى روايت كرده است كه گفت: بر امام جعفر صادق عليه السلام داخل شدم و در نزد او شكايت كردم از دردى كه با من بود. فرمود: «بگو: بِسْمِ اللَّهِ؛ «به نام خدا»، بعد از آن دست خود را بر آن بكش و بگو: أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ ... وَمِنْ شَرِّ مَا أَخَافُ عَلى نَفْسِي؛ «پناه مىبرم به عزّت خدا، و پناه مىبرم به قدرت خدا، و پناه مىبرم به بزرگوارى خدا، و پناه مىبرم به بزرگى خدا، و پناه مىبرم به رسول خدا، و پناه مىبرم به نامهاى خدا از بدى آنچه مىترسم، و از بدى آنچه مىترسم بر خودم»، و هفت مرتبه اين را مىگويى». راوى گفت كه: من چنان كردم و خداى عز و جل به اين واسطه درد را از من برد.
٣٤١٠/ ٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از وشّاء، از عبداللَّه بن سنان، از عون روايت كرده است كه گفت: دست بر موضع درد بمال، بعد از آن بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، وَمُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ؛ اللَّهُمَّ امْسَحْ عَنِّي مَا أَجِدُ؛ به نام خدا، و به خدا، و محمد، فرستاده خدا است. صلوات فرستد خدا بر او و آل او، و نيست گرديدنى و نه توانايى، مگر به خداى بلندمرتبه بزرگ. خداوندا! مسح كن و پاك نما از من، آنچه را كه مىيابم»، بعد از آن دست خود را ميمالى و موضع درد را مسح مىكنى، سه مرتبه.
٣٤١١/ ١٠. از او، از احمد بن محمد بن ابىنصر، از محمد، برادر عرام، از عبداللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «دست راست خود را بر موضع درد مىگذارى، بعد از آن مىگويى كه: بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، وَمُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ اللَّهُمَّ امْسَحْ عَنِّي مَا أَجِدُ؛ «به نام خدا و به خدا. محمد، فرستاده خدا است. صلوات فرستد خدا بر او و آل او، و نيست گرديدنى و نه توانايى، مگر به خدا. خداوندا! مسح كن از من، آنچه را كه مىيابم»، و درد را مسح مىكنى، سه مرتبه».
٣٤١٢/ ١١. على بن ابراهيم، از پدرش، از عمرو بن عثمان، از على بن عيسى، از عمويش روايت كرده است كه گفت: به او گفتم كه: دعايى به من تعليم كن كه آن را بخوانم، به جهت دردى كه به من رسيده. گفت: «بگو و حال آنكه تو ساجد باشى كه: يَا أَللهُ، يَا رَحْمَانُ ... أَتَقَلَّبُ فِي قَبْضَتِكَ؛ اى خدا! اى بخشاينده! اى پروردگار پرورندگان و خداى خدايان! و اى پادشاه پادشاهان! و اى بزرگ بزرگان! شفا ده مرا به شفاى خود، از هر درد و بيمارى. پس به درستى