تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٥
است كه آن را كفّارهاى نيست».[١]
تتّمه حديث: «پس هر كه وعده را خلف كند، به خلف كردن آن، او به خداى عز و جل آغاز كرده، و خود را در معرض دشمنى و خشم آن جناب درآورده. و اين است معنى قول خداى- تعالى-: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ* كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ»[٢]؛ يعنى: اى كسانى كه گرويدهايد! چرا مىگوييد، آنچه را كه نمىكنيد. بزرگ است از روى دشمنى و خشم در نزد خدا، آنكه بگوييد، آنچه را كه نمىكنيد».
٢٧٨٧/ ٢. على، از پدرش، از ابن ابى عمير، از شعيب عقرقوفى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، بايد كه وفا كند، چون وعده دهد».
باب در بيان حال كسى كه برادر مؤمن خود را باز دارد از ...
١٥٥. باب در بيان حال كسى كه برادر مؤمن خود را باز دارد از داخل شدن بر او
٢٧٨٨/ ١. ابو على اشعرى روايت كرده است، از محمد بن حسّان و چند نفر از اصحاب ما، از احمد بن محمد بن خالد و هر دو، از محمد بن على، از محمد بن سنان، از مفضّل بن عمر كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «هر مؤمنى كه ميان او و مؤمنى ديگر، حجاب و مانعى باشد از پرده و غير آن، به وضعى كه او را نتواند ديد، خداى عز و جل در ميان او و بهشت، هفتاد هزار حصار بزند، كه مسافت ميان هر حصارى تا حصارى، به قدر هزار ساله راه باشد».
٢٧٨٩/ ٢. على بن محمد، از ابن جمهور، از احمد بن حسين، از پدرش، از اسماعيل بن محمد، از محمد بن سنان روايت كرده است كه گفت: در نزد امام رضا عليه السلام بودم؛ پس به من فرمود كه: «اى محمد! به درستى كه در زمان بنىاسرائيل چهار نفر بودند از مؤمنان؛ پس يكى از ايشان به نزد سه نفر ديگر آمد، و ايشان در منزل يكى از آن سه نفر جمع بودند، به جهت مناظره و گفتگويى كه در ميان ايشان بود؛ پس در را كوبيد، و غلام صاحبخانه به سوى او بيرون آمد. گفت كه: آقايت در كجا است؟ گفت كه: در خانه نيست. آن مرد برگشت، و غلام
[١]. يعنى وعده چون نذر، وفاى به آن لازم است. و فرق اين است كه، اگر مخالفت نذر شود، كفّاره بايد داد، و در مخالفت وعده، كفّاره نيست. و اين حكم بر سبيل ترغيب و تحريص است بر وفاى به وعدهاى كه كرده، بنابر مشهور.( مترجم)
[٢]. صف، ٢ و ٣.