تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦١
بايد كه هر كه بنده مؤمن مرا گرامى دارد، از خشم من ايمن باشد. و اگر از خلق من كه در زميناند، در ميانه مشرق و مغرب كسى نباشد، مگر يك مؤمن كه با امام عادل باشد، هر آينه به عبادت اين دو كس، از همه آنچه آن را در زمين آفريدهام، بىنيازى جويم. و هر آينه هفت آسمان و هفت زمين به اين دو كس برپا باشند، و از براى ايشان، از ايمانى كه دارند، انيس و مونسى قرار دهم، كه به انيسى كه غير از ايشان باشد، محتاج نباشند».
٢٧٣٦/ ٢. از او، از احمد بن محمد، از ابن سنان، از منذر بن يزيد، از مفضّل بن عمر روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «چون روز قيامت شود، مناديى ندا كند كه: كجايند آنان كه دوستان مرا ريشخند كردهاند، يا ايشان را از حقّ ايشان منع كردهاند، يا از ايشان رو گردان بودهاند؟ پس گروهى برمىخيزند كه گوشت بر روىهاى ايشان نباشند، و گفته مىشود كه: اين گروه، آنانند كه مؤمنان را آزار كردهاند، و نصب عداوت از براى ايشان نمودهاند، و با ايشان عناد ورزيدهاند، و ايشان را در دينى كه داشتهاند، سرزنش كردهاند پس امر مىشود كه: ايشان را به سوى دوزخ برند».
٢٧٣٧/ ٣. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از ابن فضّال، از ثعلبة بن ميمون، از حمّاد بن بشير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: خداى- تبارك و تعالى- فرموده است كه: هر كه دوستى از دوستان مرا خوارى رساند، به حقيقت كه خود را از براى جنگ من آماده ساخته است».
٢٧٣٨/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از حسين بن عثمان، از محمد بن ابى حمزه، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«هر كه مؤمنى را خوار گرداند؛ خواه آن مؤمن گدا باشد، و خواه غير گدا، پيوسته خداى عز و جل او را خوار دارد، و بر او خشمناك باشد، تا وقتى كه از خوار داشتن آن مؤمن بازگردد».
٢٧٣٩/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن نعمان، از ابن مسكان، از معلّى بن خنيس روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«به درستى كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: هر كه دوستى از دوستان مرا خوارى رساند، به حقيقت كه خود را از براى جنگ من آماده ساخته است. و من از هر چيزى شتابانترم به سوى يارى دوستان خود».
٢٧٤٠/ ٦. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از ابن محبوب،