تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٩
بال خود قرار دهد، و با اينها به سوى آسمان دنيا بالا رود، پس فرشتگان به او بگويند كه: با تو چيست؟ در جواب گويد كه: با من سخنانى چند است كه مردى از مؤمنان آنها را گفته و آنها چنين و چنين است. فرشتگان مىگويند كه: خدا رحمت كند كسى را كه اين سخنان را گفته و او را بيامرزد!». حضرت فرمود: «و در هر زمان كه به آسمانى بگذرد، مثل اين را به اهلش بگويد و ايشان مىگويند كه: خدا رحمت كند كسى را كه اين سخنان را گفته و او را بيامرزد! تا آنكه با اين سخنان به سوى حاملان عرش منتهى شود و به ايشان بگويد كه: با من سخنانى چند است كه مردى از مؤمنان به آنها تكلّم نموده و آنها چنين و چنين است. پس مىگويند كه:
خدا اين بنده را رحمت كند و او را بيامرزد! اينها را ببر به سوى حافظان گنجهاى گفتار مؤمنان. پس به درستى كه اينها سخنان گنجهايند، تا آنكه اينها را در ديوان گنجها بنويسند».
٣٢٩٣/ ١٥. حميد بن زياد، از حسن بن محمد بن سماعه، از جماعتى از اصحاب خويش، از ابان بن عثمان، از عيسى بن عبداللَّه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«چون صبح كنى، بگو كه: اللَّهُمَّ انّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما خَلَقْتَ وَذَرَأْتَ وَبَرَأْتَ فى بِلادِكَ وِعِبادِكَ اللَّهُمَّ انّى أَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ وَجَمالِكَ وَحِلْمِكَ وَكَرَمِكَ كَذا و كَذا؛ خداوندا! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از بدى آنچه اظهار نمودهاى و آفريدهاى و صورت دادهاى در شهرهاى خود و بندگان خود. خداوندا! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به بزرگوارى تو و زينت تو و بردبارى تو و كرم تو، چنين و چنين را».
٣٢٩٤/ ١٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از عبداللَّه بن ميمون، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه: «على عليه السلام چون صبح مىكرد، سه مرتبه مىفرمود كه:
سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ؛ «پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه. پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه. پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه»، و مىفرمود كه: اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ ... وِبِقُدْرَتِكَ عَلى خَلْقِكَ؛ «خداوندا! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از برطرف شدن نعمت تو، و از گردانيدن عافيت تو، و از ناگهانى سزا و عقوبت تو، و از دريافتن بدبختى، و از بدى آنچه پيشى گرفته در شب. خداوندا! به درستى كه سؤال مىكنم تو را به عزّت پادشاهى تو، و سختى توانايى تو، و به بزرگ سلطنت تو، و به توانايى تو بر آفريدگان خود»، بعد از آن، حاجت خود را بخواه».
٣٢٩٥/ ١٧. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد، از حسين بن مختار، از علا بن كامل