تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١٥
٣٠٩٩/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از جعفر بن محمد اشعرى، از ابنقدّاح، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمود كه:
خداى- تعالى- قبول نمىفرمايد دعايى را كه از دل غافل صادر شود. و على عليه السلام مىفرمود كه:
چون يكى از شما از براى مرده دعا كند، بايد كه از برايش دعا نكند و حال آنكه دلش از آن غافل باشد و خبر نداشته باشد، وليكن بايد كه از برايش در دعا نهايت سعى و كوشش به عمل آورد».
٣١٠٠/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از بعضى از اصحاب خويش، از سيف بن عميره، از سليم فراء، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون دعا كنى، به دل خويش رو به خدا آور و گمان كن كه حاجتت به در خانه رسيده».
٣١٠١/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از اسماعيل بن مهران، از سيف بن عميره، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «به درستى كه خداى- تعالى- مستجاب نمىفرمايد دعايى را كه با دل سخت و صاحب قساوت باشد».
٣١٠٢/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن حكم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون رسول خدا صلى الله عليه و آله طلب باران نمود، از خدا خواست كه مردم را از ابر رحمت خود آب دهد، و مردم آب داده شدند و چنان بارانى بر ايشان باريد كه گفتند: غرق خواهيم شد. رسول خدا صلى الله عليه و آله به دست خويش اشاره فرمود و آن را برگردانيد و عرض كرد: بار خدايا! بر اطراف و جوانب ما ببار و بر ما مبار»[١].
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «پس ابر متفرّق شد. بعد از آن صحابه عرض كردند كه:
يا رسول اللَّه! از براى ما آب باران طلب كردى و ما آب داده نشديم، بعد از آن از براى ما آب طلبيدى و آب داده شديم؟ پيغمبر فرمود: به درستى كه من در اوّل دعا كردم و مرا در آن قصدى نبود، بعد از آن دعا كردم و مرا قصد و نيّت بود».
[١]. و ابناثير در نهايه گفته است كه: مراد آن حضرت اين است كه: بار خدايا! باران را فرود آور در موضعى كه گياه است، نه در مواضع خانههاى مردم و عمارتها.( مترجم)