تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٣
نيايد؛ پس آخر و عاقبتش اين باشد كه آن را به آتش بسوزاند».
٢٨٧٢/ ٦. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از محمد بن حسن بن شمّون، از عبد اللَّه بن عبد الرحمان، از مسمع بن عبد الملك، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: آنچه خشوع و فروتنى تن زياد باشد، بر آنچه در دل است، در نزد ما نفاق است».
باب در بيان شرك
١٦٩. باب در بيان شرك[١]
٢٨٧٣/ ١. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از بريد عجلى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت را سؤال كردم از كمتر چيزى كه بنده به آن مشرك مىباشد. بريد مىگويد كه: حضرت فرمود: «هر كه از براى استخوان [/ هسته] خرما بگويد كه آن سنگريزه است، و از براى سنگريزه بگويد كه آن استخوان خرما است، بعد از آن، به آن اعتقاد و ديندارى كند».
٢٨٧٤/ ٢. از او، از عبد اللَّه بن مسكان، از ابو العبّاس روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از كمتر چيزى كه آدمى به آن مشرك مىباشد. راوى مىگويد كه: حضرت فرمود كه: «هر كه رأيى را اختراع كند و از پيش خود مذهبى را بيرون آورد، پس بر آن، با فرمانبرداران خود دوستى كند، و بر آن، با نافرمانان خويش دشمنى كند».
٢٨٧٥/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از يحيى بن مبارك، از عبد اللَّه بن جبله، از سماعه، از ابو بصير و اسحاق بن عمّار، از امام جعفر صادق عليه السلام در قول خداى عز و جل: «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ»[٢]، كه آن حضرت فرمود: «شيطان را اطاعت مىكند، از آنجا كه نمىداند؛ پس شرك مىآورد». و ترجمه آيه اين است كه: «و ايمان نمىآورند بيشتر مردمان به خداى- تعالى-، و صفات كمال و نُعوت جلال او، و اقرار نمىكنند به خالقيّت او، مگر در حالى كه ايشان شركآورندگانند، و غيرِ او را با او پرستش مىكنند».
٢٨٧٦/ ٤. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از ابن بكير، از ضريس، از امام
[١]. و شرك- به كسر اوّل و سكون دويم-، كافر شدن است و انباز گرفتن در خداى بىشريك.( مترجم)
[٢]. يوسف، ١٠٦.