تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢٩
شهوتى نيست؛ پس همان، به عينه استخفاف است. و اينك، فرق ميان اين دو چيز است».
٢٨٥٣/ ١٠. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابن محبوب، از عبد اللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هر كه در باب خدا و در حقّ رسول او شك كند، كافر است».
٢٨٥٤/ ١١. على بن ابراهيم، از پدرش، از صفوان، از منصور بن حازم روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: هر كه در باب رسول خدا صلى الله عليه و آله شك كند، چه حال دارد؟ فرمود كه: «كافر است». عرض كردم كه: آيا هر كه در كفر شككننده شك كند، كافر است؟ پس از جواب من باز ايستاد و هيچ نفرمود. و سه مرتبه اين سؤال را بر آن حضرت برگردانيدم. پس غضب را در روى آن حضرت دانستم (يعنى آثار غضب در روى آن حضرت نمودار و آشكار گرديد).
٢٨٥٥/ ١٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن فضّال، از ابن بكير، از عبيد بن زراره روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»[١]. فرمود كه: «يعنى كسى كه ترك كند عملى را كه به آن اقرار كرده است». عرض كردم كه: پس چيست موضع ترك عمل، تا آنكه همه آن را وا گذارد؟ فرمود كه: «از جمله آنها، كسى است كه نماز را ترك مىكند متعمّدانه، از روى مستى، و نه از علّتى كه داشته باشد».
٢٨٥٦/ ١٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از محمد بن حكيم و حمّاد از ابى مسروق روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام مرا از اهل بصره سؤال فرمود كه:
«ايشان چيستند؟ و چه مذهب دارند؟» عرض كردم كه: ايشان مرجئه و قدريّه و حروريهاند.
فرمود كه: «خدا لعنت كند اين ملّتهاى كافرِ مشرك را، كه خدا را بر چيزى پرستش نمىكنند».
٢٨٥٧/ ١٤. از او، از خطّاب بن مسلمه و ابان، از فضيل روايت است كه گفت: بر امام محمد باقر عليه السلام داخل شدم و مردى در نزد آن حضرت بود. پس چون نشستم، آن مرد برخاست و بيرون رفت. حضرت به من فرمود كه: «اينك، در نزد تو چيست و چه حكم
[١]. مائده، ٥.