تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٣
از هشام بن سالم، از معلّى بن خنيس، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: خداى عز و جل فرموده است كه: هر كه بنده مؤمن مرا خوار كند، به حقيقت كه با من جنگ كرده و دشمنى را آشكار نموده، و گويا كه تير به جانب من انداخته است».
٢٧٤١/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى و ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار و هر دو، از ابن فضّال، از على بن عقبه، از حمّاد بن بشير روايت كردهاند كه گفت:
شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: خداى عز و جل فرموده است كه: هر كه دوستى از دوستان مرا خوار گرداند، به حقيقت كه خود را از براى جنگ من آماده ساخته. و هيچ بندهاى به سوى من تقرّب نجسته است، به چيزى كه در نزد من دوستتر باشد، از چيزى كه بر او واجب گردانيدهام. و به درستى كه بنده تقرّب مىجويد به سوى من، به عمل سنّتى كه بر او واجب نيست، تا آنكه او را دوست دارم؛ پس هرگاه او را دوست دارم، گوش او باشم كه به آن مىشنود، و چشم او باشم كه به آن مىبيند، و زبان او باشم كه به آن سخن مىگويد، و دست او باشم كه به آن از روى شدّت مىگيرد. اگر مرا بخواند، او را اجابت كنم، و اگر از من درخواهد، به او عطا فرمايم. و از چيزى يا در چيزى كه من فاعل و كننده آنم، آن قدر تردّد ندارم، مانند تردّدى كه در نزد مردن بنده مؤمن خود دارم. او مرگ را ناخوش دارد، و من از آنچه او ناخوش دارد، خوش ندارم».
٢٧٤٢/ ٨. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از اسماعيل بن مهران، از ابو سعيد قمّاط، از ابان بن تغلب، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود:
«چون پيغمبر صلى الله عليه و آله را به آسمان بردند، عرض كرد كه: اى پروردگار من! حال مؤمن در نزد تو چون و چگونه است؟ فرمود كه: يا محمد! هر كه دوستى از دوستان مرا خوار گرداند، به حقيقت كه با من مبارزه نموده است به جنگ[١]، و من از هر چيزى شتابانترم به سوى يارى دوستانم. و از چيزى كه من فاعل آنم، آن قدر تردّد ندارم، مانند تردّدى كه از وفات مؤمن دارم. او مرگ را ناخوش دارد، و من اندوهگينى او را خوش ندارم. و به درستى كه از جمله بندگان مؤمن من، كسى است كه چيزى از برايش صلاحيّت ندارد، مگر بىنيازى. و اگر او را به سوى غير آن صرف كنم [/ بگردانم]، هر آينه هلاك شود. و به درستى كه از جمله بندگان
[١]. و مبارزه، از ميان صف بيرون شدن است از براى جنگ.