تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٧
توانايى نيست از براى ما به آن چيز»[١]. (و حضرت صادق عليه السلام بعد از ذكر آيه اوّل كه دلالت مىكند بر سه چيز از آن چهار چيز، كه عبارت است از غير اكراه، فرموده است كه:) و قول آن جناب: «إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ»[٢]» و ترجمه آن گذشت.
٣٠٥٥/ ٢. حسين بن محمد، از محمد بن احمد نهدى روايت كرده است كه آن را مرفوع ساخته، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا فرمود كه: نُه خصلت از امّت من برداشته شده است، و آنها: خطا است و فراموشى، و آنچه ندانند، و آنچه نتوانند، و آنچه به سوى آن ناچار شده باشند، و آنچه بر آن اكراه شده باشند، و طِيَره (و آن- به كسر طاء و فتح ياء حطّى- عبارت است از تأثّر نفس به فالهاى بد)، و وسوسه در تفكّر در خلق[٣]، و نهم، حسد است، مادام كه ظاهر نشود به زبان يا به دست».
باب در بيان اينكه هيچ گناهى با وجود ايمان زيان نرساند و ...
٢٠٩. باب در بيان اينكه هيچ گناهى با وجود ايمان زيان نرساند، و هيچ ثوابى با وجود كفر نفع ندهد
٣٠٥٦/ ١. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از يعقوب بن شعيب روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: آيا هيچكس را بر آنچه عمل كرده، ثوابى بر خدا هست كه واجب شده باشد، غير از مؤمنان؟ فرمود:
«نه».
٣٠٥٧/ ٢. از او، از يونس، از بعضى از اصحاب خويش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «موسى به خضر عليهما السلام فرمود كه: از صحبت و رفاقت تو محروم وبىنصيب
[١]. و بعضى از مفسّران گفتهاند كه: در شب معراج، بعد از مكالماتى چند كه در ميان خدا و رسول صلى الله عليه و آله او اتّفاق افتاد، پيغمبر به الهام حضرت ربّ العزّة، به زبان امّت، اين كلام ميمنت فرجام را به عرض ملك علّام رسانيد. و گفتهاند كه: هر يك از اين كلام، بر وجه خضوع و خشوع است و مجرّد دعا كردن، كه محض عبادت است، كه اگرچه ما اين دعا نكنيم، حق- تعالى- ما را مؤاخذه بر نسيان و خطا و تكليف ما لا يطاق نفرمايد؛ زيرا كه آن قبيح است، و حق تعالى از اين مبرّا است. و در آيه، سخن بسيار است كه بعضى از آنها را در غير اين كتاب ذكر كردهام، و اين مقام، گنجايش ذكر بيش از اين ندارد.( مترجم)
[٢]. نحل، ١٠٦. جز كسى كه مجبور شود، در حالى دلش به ايمان آرام و قرار دارد.
[٣]. يعنى در احوال خلق، و گمان بد بردن به ايشان، يا در مبدء خلق چيزها، يا خلق اعمال بندگان، و حكمت در خلقبعضى از شرور در عالم.( مترجم)