تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٨١
٣٧٩١/ ١١. از او، از محمد بن على، از نضر بن شعيب، از ابان بن عثمان، از حسن بن سرّى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «در اندران و داخل نامه بنويس كه: از براى ابو فلان، و بنويس كه: به سوى ابو فلان، و بر عنوان بنويس كه: از براى ابو فلان»[١].
٣٧٩٢/ ١٢. از او، از عثمان بن عيسى، از سماعه روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از مردى كه در نامه به مردى آغاز مىكند. فرمود: «به اين باكى نيست. اين از جمله فضل است كه مردى به برادرش آغاز مىكند، او را گرامى مىدارد و مىنوازد».
٣٧٩٣/ ١٣. از او، از على بن حكم، از ابان احمر، از حديد بن حكيم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «باكى نيست به اينكه مرد در نامه، پيش از نام خودش به نام صاحبش آغاز كند».
٣٧٩٤/ ١٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از مرازم بن حكيم روايت كرده است كه: امام جعفر صادق عليه السلام امر فرمود كه در باب حاجتى نامهاى بنويسند، و آن نامه نوشته شد.
پس بر آن حضرت عرض شد و در آن استثنا نبود؛ يعنى انشاء اللَّه در آن نوشته نشده بود.
فرمود: «چگونه اميد داريد كه اين امر تمام شود، و حال آنكه استثنايى در آن نيست. نظر كنيد در هر جا كه استثنا در آن نيست، در آن استثنا كنيد» (و انشاء اللَّه را بنويسيد).
٣٧٩٥/ ١٥. از او، از احمد بن محمد بن ابى نصر از ابو الحسن، حضرت امام رضا عليه السلام روايت است كه: او نامه را خاكآلوده مىكند.[٢] فرمود: «باكى به آن نيست».
٣٧٩٦/ ١٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از على بن عطيّه روايت كرده است كه:
او نامهاى چند را از امام موسى كاظم عليه السلام ديد كه خاك آلوده بودند. باب
٣٠. باب[٣]
٣٧٩٧/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از عبد الملك بن عتبه، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت را سؤال كردم از كاغذهاى نوشته كه جمع مىشود. آيا جايز است كه به آتش سوزانيده شود، و در آنها چيزى از ذكر
[١]. و عنوان- به ضمّ و كسر عين-، ديباچه و سرنامه كتابت باشد.( مترجم)
[٢]. در گذشته، از خاك ارّه چوب و مانند آن براى خشك كردن مركب استفاده مىكردند( مترجم).
[٣]. در نسخه ترجمه تنها كلمه« باب» را آورده و عنوان باب:« نهى از سوزاندن كاغذ نوشتهها» را نياورده است.