تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٥
عبد الرحمان بن سيابه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«غيبت، آن است كه در حق برادرت بگويى، آنچه را كه خداى عز و جل آن را بر او پوشيده. امّا امرى كه ظاهر است در او، مانند تيزى و تندى غيبت نيست. و بهتان، آن است كه در حقّ او بگويى، آنچه را كه در او نيست».
باب در بيان روايت كردن سخنى به جهت ضرر بر مؤمن
١٤٩. باب در بيان روايت كردن سخنى به جهت ضرر بر مؤمن
٢٧٦٤/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان، از مفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه: «هر كه بر مؤمنى روايت و كلامى را روايت كند، و سخنى از او بگويد، و خواسته باشد كه به آن، عيب او را بروز دهد، و مروّت و جوانمردى او را درهم شكند، تا از چشم مردمان بيفتد، خداى- تعالى- او را از دوستى خود بيرون برد، به سوى دوستى شيطان؛ پس شيطان، او را قبول نكند».
٢٧٦٥/ ٢. از او، از احمد، از حسن بن محبوب، از عبداللَّه بن سنان روايت است كه گفت:
به آن حضرت عرض كردم كه: عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود: «آرى». عرض كردم كه: مقصودت از اين، پايين تنه او است. فرمود: «چنان نيست كه تو به سوى آن رفتهاى.
جز اين نيست كه مقصود از آن، فاش كردن سرّ او است».
٢٧٦٦/ ٣. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از حسين بن مختار، از زيد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه، در آنچه در حديث آمده است كه عورت مؤمن بر مؤمن حرام است، كه آن حضرت فرمود: «مراد اين نيست كه عورتش كشف شود، پس تو چيزى از آن را ببينى. جز اين نيست كه مقصود آن است كه بر او روايت كنى و سخنى بگويى كه باعث ضرر او باشد، يا آنكه او را عيب كنى».
باب در بيان شماتت
١٥٠. باب در بيان شماتت[١]
٢٧٦٧/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از حسن بن على بن فضّال، از ابراهيم بن محمد اشعرى، از ابان بن عبْد الملك، از امام جعفر صادق عليه السلام كه
[١]. و شَماتت- به فتح شين-، شادى كردن است بر مكروهى كه به دشمن رسد.( مترجم)