تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٣٥
باب در عطاس و تسميت
١٥. باب در عطاس و تسميت[١]
٣٦٧٩/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسين بن سعيد، از نضر بن سويد، از قاسم بن سليمان، از جرّاح مدائنى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «از جمله حقى كه مسلمان را بر برادرش هست، آن است كه بر او سلام كند، چون به او برسد، و او را عيادت كند، چون بيمار شود، و از برايش خيرخواهى كند، چون پنهان باشد، و او را دعا خير كند، چون عطسه زند، مىگويد كه: الحمُدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ لاشَريكَ لَهُ؛ يعنى: «همه ستايش از براى خدايى است كه پروردگار همه جهانيان است، در حالى كه هيچ شريكى نيست از برايش». و به او مىگويد كه: يَرْحَمُكَ اللَّهُ؛ يعنى: «خدا تو را رحمت كند».
پس او را جواب مىدهد و به او مىگويد كه: يَهْديكُمُ اللَّهُ وَيُصْلِحُ بالَكُمْ؛ يعنى: «خدا شما را هدايت كند، و راه راست نمايد در دنيا به كارهاى خير و صواب، و در آخرت به درجات فوز و ثواب، و حال شما را در هر دو جهان به اصلاح آورد». و ديگر آنكه او را اجابت كند، چون او را بخواند، و در پى او برود، چون بميرد».
٣٦٨٠/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: چون مرد عطسه كند، او را دعا كنيد، و اگرچه در پس جزيرهاى باشد».
و در روايت ديگر است كه: «و اگرچه در پس دريا باشد».
٣٦٨١/ ٣. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از حسن بن على، از مثنّى، از اسحاق بن يزيد و معمّر بن ابى زياد و ابن رئاب روايت كرده است كه گفتند: در نزد امام جعفر صادق عليه السلام
[١]. و عطاس- به ضمّ عين-، عطسه است و عطسه زدن و عارضهاى كه از آن عطسه آيد، و تسميت- با سين سعفص-، دعا كردن است از براى عطسهكننده، و دعا به خير كردن كسى را، و نام خدا بر چيزى بردن، و تشميت- با شين قرشت- نيز اين معنى دارد، و خلافى در اين نيست كه در تسميتِ عطسهزننده هر دو جائز است، وليكن در اين خلاف است كه آيا مختار كدام است؛ پس تغلب، اوّل را مختار دانسته؛ زيرا كه آن ماخوذ است از« سمت»، و آن راه راست و روشن است. و ابوعبيد گفته كه: شين در كلام ايشان، اعلى و بيشتر است، و آن از« شوامت» است؛ يعنى پاىها. و معنى آن دعا است به ثبات و استقامت، يا از شماتت است، و آن شادى كردن است بر مكروهى كه دشمن را رسد. و معنى تشميت اين مىشود كه: خداى- تعالى- تو را دور گرداند از شماتت، و دور سازد از تو آنچه را كه به واسطه آن بر تو شماتت مىشود، چنان كه در فارسى به عاطس مىگويند كه: خير باشد، وليكن نظر به احاديث باب، قول تغلب اولى است.( مترجم)