تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢٥
اهل كتاب را آغاز مكنيد به سلام كردن، و چون بر شما سلام كنند، «و عليكم» بگوييد».
٣٦٦٠/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از سماعه كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از يهودى و نصرانى و مشرك، چون بر مردى سلام كنند و او نشسته باشد، چگونه سزاوار است كه ايشان را جواب گويد؟
فرمود: «مىگويد: و عليكم».
٣٦٦١/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن فضّال، از ابن بكير، از بريد بن معاويه، از محمد بن مسلم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون يهودى و نصرانى و مشرك بر تو سلام كنند، بگو: عليك».
٣٦٦٢/ ٥. ابو على اشعرى، از محمد بن سالم، از احمد بن نضر، از عمرو بن شمر، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «ابو جهل، پسر هشام، رو آورده و گروهى از قريش همراه او بودند، پس بر ابوطالب داخل شدند و گفتند كه: پسر برادرت ما را رنجانيد و خدايان ما را اذيّت رسانيد. پس او را بطلب و به او بفرما كه: از خدايان ما باز ايستد و دست بردارد، و ما از خداى او باز ايستيم».
حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: «ابوطالب كسى را به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستاد و او را طلبيد، و چون پيغمبر صلى الله عليه و آله داخل شد، در آن حجره غير از مشرك كسى را نديد. پس فرمود كه:
«السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى»[١]؛ يعنى: «سلام و درود بر كسى كه راه راست را پيروى نمود».
بعد از آن، نشست و ابوطالب او را خبر داد به آنچه مشركان به جهت آن آمده بودند. حضرت فرمود كه: آيا ايشان را رغبتى هست در سخنى كه از براى ايشان از اين بهتر است، كه به واسطه آن، عرب را مِهتَر، و بزرگِ ايشان شوند، و پا بر گردنهاى ايشان گذارند؟ ابوجهل گفت: آرى، و اين سخن چيست؟ فرمود: مىگوييد كه: لا اله الّا اللَّه.
حضرت فرمود كه: «پس انگشتهاى خود را در گوشهاى خود گذاشتند و بيرون رفتند و مىگريختند، و حال آنكه مىگفتند كه: ما اين را نشنيدهايم، در ملّت آخر و كيش پسين نيست اين، مگر دروغ به هم بافته. پس خدا در باب گفتار ايشان اين را فرو فرستاده كه:
[١]. طه، ٤٧.