تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧٧
روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قرآن و فرقان، و عرض كردم كه: آيا اين دو لفظ، دو چيزند، يا يك چيز؛ يعنى مترادفند يا نه؟ حضرت فرمود كه:
«قرآن، جمله و همه كتاب خدا است، و فرقان، آن چيزى است كه محكم است، و عمل كردن به آن واجب»[١].
٣٥٨٠/ ١٢. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّاء، از جميل بن درّاج، از محمد بن مسلم، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه قرآن يكى است كه از نزدِ يكى فرود آمده، وليكن اختلاف از جانب راويان مىآيد و از ايشان به هم مىرسد».
٣٥٨١/ ١٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از عمر بن اذينه، از فضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام عليه السلام جعفر صادق عرض كردم كه: مردم مىگويند كه: قرآن بر هفت حرف نازل شده [است]. فرمود: «دروغ گفتند دشمنان خدا، وليكن قرآن بر يك حرف نازل شده، از نزد آنكه يكى و يگانه است».
٣٥٨٢/ ١٤. محمد بن يحيى، از عبداللَّه بن محمد، از على بن حكم، از عبداللَّه بن بكير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «قرآن به روش و طور «ايّاك أعنى واسمعى يا جاره» نازل شد؛ يعنى: تو را قصد دارم، و بشنو اى همسايه!»[٢].
٣٥٨٣/ ١٥. و در روايت ديگر از امام جعفر صادق عليه السلام مروى است كه فرمود: «معنى آن، اين است كه، آنچه خداى عز و جل به آن بر پيغمبر صلى الله عليه و آله عتاب فرموده پس آن حضرت به آن قصد مىفرمود، آنچه را كه در قرآن گذشته، مثل قول آن جناب: «وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا»[٣]-، غير آن حضرت را به آن قصد فرمود» (چه آن حضرت منزّه است از ركون و
[١]. از اين حديث ظاهر مىشود كه قرآن حقيقت است در مجموع ما بين الدّفّتين، نه آنكه مشترك لفظى يا معنوى باشد در ميان آن و بعضى از آن، چنان كه بعضى گمان كردهاند.( مترجم)
[٢]. و اين مثلى است كه زده مىشود از براى كسى كه سخن خويش را از براى مخاطب تصريح مىكند، و به غير او كنايه مىگويد به آنچه متفطّن شود آن را، كه آن را دريابد، و در فارسى از آن تعبير مىشود، و به قول ايشان كه:« در بگو، ديوار! تو بشنو». و شرح اين مثل در لوامع التّنزيل مذكور است.( مترجم)
[٣]. اسرا، ٧٤.