تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٦٧
نورى نيست». پس ديگرى به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه: يا اميرالمؤمنين! مرا خبر ده از دزدى و چيزى كه از برايش حرز و مانع باشد؛ زيرا كه، پيوسته در شب، چيزى چند از مال من دزديده مىشود. فرمود كه: «چون در رختخوابت جا بگيرى، اين را بخوان كه: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ»، تا قول آن جناب «وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً»[١]».
پس اميرالمؤمنين فرمود كه: «هر كه در بيابانى شب به روز آورد و اين آيه را بخواند كه:
«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ»، تا قول آن جناب:
«تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»[٢]، فرشتگان او را حراست و محافظت نمايند، و شياطين از او دور شوند».
اصبغ گفت: پس آن مرد رفت، ناگاه به ده خرابى رسيد و شب در آنجا ماند، و اين آيه را نخواند. پس شياطين او را فرو گرفتند، و ديد كه يكى از آنها دهانش را گرفته. پس رفيقش به او گفت كه: او را مهلت ده، و آن مرد بيدار شد و اين آيه را خواند. پس آن شيطان به رفيق خود گفت كه: خدا بينى تو را بر خاك مالد و تو را خوار گرداند، اكنون او را پاسبانى و محافظت كن تا صبح كند، و چون صبح كرد، به سوى اميرالمؤمنين عليه السلام برگشت و آن حضرت را خبر داد و عرض كرد كه: در سخن تو شفا و راستى ديدم. و بعد از طلوع آفتاب به آن موضعى كه
[١]. اسرا، ١١٠ و ١١١. و آنچه طىّ ذكر آن شده از قرآن در اينجا، اين است كه:« أَيَّا ما تَدعُوا فَلَهُ الْاسْمآءُ الْحُسْنى وَلا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلا تُخافِتْ بِها وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلًا وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكُ فِى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِّىٌ مِنَ الذُّلِّ». و ترجمهاش آنكه:« بگو: بخوانيد خدا را يا بخوانيد رحمن را؛ يعنى ذات مقدّس را به هر يك از اين دو نام كه خواهيد، بناميد، هر يك را كه بخوانيد، و او را به آن بناميد، خوب است؛ زيرا كه او را نامهاى نيكوتر است. و آشكار مكن نماز خود را، و آهسته مخوان آن را، و طلب كن ميان جهر و مخافته[/ با صداى آهسته]، راهى را كه ميانه و حدّ وسط باشد. و بگو كه: ستايش از براى خدايى است كه فرا نگرفت فرزندى را، و نبود و نيست او را انبازى در پادشاهى و الوهيّت، و نيست او را دوست و ياور و كارگزارى از جهت مذلّت و خوارى، و تعظيم كن او را، تعظيم كردنى».( مترجم)
[٢]. اعراف، ٥٤. و آنچه طىّ ذكر آن شده از آيه، در اينجا اين است كه:« يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثْيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَوَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالْامْرُ»؛ يعنى:« به درستى كه پروردگار شما خدا است، كه آفريد آسمانها و زمين را در شش روز كه عبارتاست از شش دوره فلك اطلس، چنان كه در مجلّد اوّل از تحفة الاوليآء مذكور شد؛ پس متولى شد بر عرش، كه كنايه است از غلبه و تسلّط. در مىكشد شب تاريك را در روز روشن؛ يعنى پوشيده مىگرداند روشنايى روز را به تاريكى شب، و به عكس، مىجويد شب و روز را؛ يعنى از پى آن در مىآيد شتابان، و آفريد آفتاب و ماه و ستارگان را، در حالتى كه رامشدگانند به فرمان او؛ يعنى مطيع فرمان اويند در مجارى خود، و خلق اينها براى منافع بندگان است. بدانيد و آگاه باشيد! كه او را است آفريدن و فرمان دادن، نه غير او. بزرگوار و متعالى است از صفات مخلوقات در ذات و صفات، يا ثابت است بر دوام، و يا كثير البركات. خدايى كه پروردگار و آفريدگار همه جهانيان است».( مترجم)