تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦١٩
زحمت از سختى حفظ آن، خداى عز و جل دوباره مزد آن خواننده نوجوان را كه مذكور شد، به او عطا فرمايد».
٣٤٩١/ ٥. ابو على اشعرى، از حسن بن على بن عبداللَّه و حميد بن زياد، از خشّاب، هر دو روايت كردهاند، از حسن بن على بن يوسف، از معاذ بن ثابت، از عمرو بن جميع، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه سزاوارترين مردم به فروتنى كردن و اظهار آن در نهان و آشكار، حامل قرآن است، و سزاوارترين مردم در نهان و آشكار به نماز و روزه، حامل قرآن است». پس به بلندترين آواز خويش ندا فرمود كه:
«اى حامل قرآن! به سبب قرآن فروتنى كن، تا خدا تو را بلند گرداند، و به آن طالب عزّت مباش (و عزّت را بر خود مبند)، كه خدا تو را ذليل و خوار مىگرداند. اى حامل قرآن! به آن از براى خدا متزيّن و آراسته شو، تا خدا تو را به آن زينت دهد، و به آن از براى مردمان متزيّن مشو، كه خدا تو را به آن زشت و بدنما مىسازد. هر كه قرآن را ختم كند، گويا كه پيغمبرى را در ميان دو پهلوى خود درج كرده، وليكن به سوى او وحى نمىشود، و هر كه قرآن را جمع كرده باشد، سزاوار است او را كه با كسى كه بر او جهالت مىكند، جهالت نكند، و به غضب نيايد در باب كسى كه بر او غضب مىكند، و تندى نكند در حقّ كسى كه تندى مىكند، و زود از جا به در نرود، وليكن بايد كه عفو كند و درگذرد و بيامرزد و حلم ورزد، از براى تعظيم قرآن، و كسى كه قرآن به او عطا شده باشد، پس چنان گمان كند كه به يكى از مردمان عطا شده است، بهتر از آنچه به او عطا شده، به حقيقت كه بزرگ داشته چيزى را كه خدا آن را حقير و كوچك گردانيده، و حقير دانسته چيزى را كه خدا آن را عظيم گردانيده است».
٣٤٩٢/ ٦. ابو على اشعرى، از حسن بن على بن عبداللَّه، از عبيس بن هشام روايت كرده است كه گفت: حديث كرد ما را صالح قمّاط، از ابان بن تغلب، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «مردمان چهار قسماند». عرض كردم كه: فداى تو گردم! ايشان كيانند؟ و چه صفت دارند؟ فرمود: «يكى مردى است كه ايمان به او عطا شده، و قرآن به او عطا نشده، و ديگر مردى است كه قرآن به او عطا شده، و ايمان به او عطا نشده، و سيم مردى است كه قرآن به او عطا شده، و ايمان نيز به او عطا شده، و چهارم مردى است كه نه قرآن به او عطا شده، و نه ايمان».
ابان گفت كه: عرض كردم: فداى تو گردم! حال ايشان را از براى من تفسير و بيان فرما؟