تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٩
و آن پسر بر ساق دست پدر تكيه داده بود». حضرت فرمود: «پس پدرم عليه السلام با آن پسر سخن نفرمود، از روى دشمنى و خشمى كه با او داشت، و او را زشت مىداشت، تا وقتى كه از دنيا مفارقت نمود».
٢٧٣١/ ٩. ابوعلى اشعرى، از احمد بن محمد، از محسن بن احمد، از ابان بن عثمان، از حديد بن حكيم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «كمترين عقوق، «افّ» است. و اگر خداى عز و جل آسانتر از آن را مىدانست، هر آينه از آن نهى مىفرمود».
باب در بيان انتفا
١٤٤. باب در بيان انتفا[١]
٢٧٣٢/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «كافر شده است به خدا، هر كه از نسبى بيزارى جويد، و هر چند كه آن نسب، دقيق و باريك و پوشيده باشد» (و ثبوتش اشكالى داشته باشد).
٢٧٣٣/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از ابن فضّال، از ابو المغرا، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: ... تا آخر آنچه در حديث اوّل است.
٢٧٣٤/ ٣. على بن محمد، از صالح بن ابى حمّاد، از ابن ابى عمير و ابن فضّال، از مردان پراكنده- يعنى راويان بسيار-، از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه فرمودند: «انتفا و تبّرى از حسب؛ يعنى نفى نسب، كافر شدن است به خداى بزرگوار. و هر چند كه آن نسبت، دقيق و باريك باشد».
باب در بيان آنكه مسلمانان را مىرنجاند ...
١٤٥. باب در بيان آنكه مسلمانان را مىرنجاند، و ايشان را خوار و بىمقدار نمايد
٢٧٣٥/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از هشام بن سالم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «خداى عز و جل فرموده است كه:
هر كه بنده مؤمن را برنجاند، بايد كه عالم شود به جنگى كه از جانب من صادر شود[٢]، و
[١]. و انتفاء- به كسر اوّل-، سه معنى دارد: نيست شدن و بيرون رفتن و بىگناهى نمودن. و مراد از آن در اينجا، تبّرى و بيزارى جستن پدر است از نسب فرزند خويش، يا بعضى از خويشان از بعضى ديگر.( مترجم)
[٢]. يعنى بداند كه با او جنگ خواهم كرد. و مراد از جنگ آن جناب، عذاب دنيا و آتش دوزخ است.