تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧٧
مرا، اى خداى من! به رنج كشيدن آن. پس باز دارد مرا آن از ياد تو، و رو گردان كند مرا از پرستش تو. تويى نگاهدارنده منعكننده، بازدارنده نگهدارنده از آن، همه آن.
سؤال مىكنم تو را آسودگى در زندگانيم، مادام كه باقى گذارى مرا زندگانى كه توانا شوم به آن بر طاعت تو، و برسم به آن به خشنودى تو، و بگردم به آن به سوى خانه زندگى در فردا، و روزى بده مرا روزىاى كه طاغى گرداند مرا، و البته ميازما مرا به درويشى [كه] بدبخت شوم به آن، تنگگيرنده (يا تنگ گرفته شده) بر من. عطا كن به من بهرهاى تمام در آخرتم، و زندگانى سازگار خوشگوار در دنياى من، و مگردان دنيا را بر من زندان، و مگردان جدايى آن را بر من اندوه. پناه ده مرا از آزمايش آن، و بگردان كار مرا در آن پذيرفته و كوشش مرا در آن مزد داده شده[١].
خداوندا! و هر كه اراده كند مرا به بدى، پس اراده كن او را به مانند آن، و هر كه كِيد كند با من در آن، پس كيد كن با او، و بگردان از من، اندوه كسى كه داخل كرده بر من اندوه خود را، و مكر كن با كسى كه مكر كرده با من. پس به درستى كه تو بهترين مكركنندگانى، و بر كَن از من چشمهاى كافران ستمكاران، و طاغيان حسد برندگان.
خداوندا! و فرو فرست بر من از جانب خود، آرام را، و در پوشان به من، زره خود را كه استوار است، و حفظ كن مرا به پرده خود كه نگاه دارنده است، و بپوشان بر من عافيت خود را كه سودمند است، و راست گردان گفتار من و كردار مرا، و بركت ده از برايم در فرزندانم و كسانم و مالم.
خداوندا! آنچه پيش افكندم، و آنچه پسانداختم، و آنچه ترك كردم، و آنچه به عمد به جا آوردم، و آنچه سستى ورزيدم، و آنچه آشكار ساختم، و آنچه پنهان نمودم، پس بيامرز مرا، اى مهربانتر از همه مهربانان!»
٣٤٦٤/ ٢٧. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از صفوان بن يحيى، از علاء بن رزين، از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «بگو كه: اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِي، وَ امْدُدْ لِي فِي عُمُرِي، وَ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ، وَ لَا
[١]. در متن عربى« مشكورا» به معناى« سپاس نهاده شده» آمده است، و گويى مترجم شكر خدا را از بنده به معناى اجر و مزد دادن به او مىداند.