تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧٥
فرستادگانش، وبه همه آنچه فرود آورده است آن را بر همه فرستادگان، و آنكه وعده خدا راست است، و ديدار او درست، و راست گفت خدا، و رسانيدند فرستادگان، و ستايش مر خدايى را است كه پروردگار جهانيان است، و تنزيه مىكنم خدا را، در هر زمان كه تنزيه كند خدا را چيزى، و چنان كه دوست مىدارد خدا را كه تنزيه شود، و ستايش مر خدايى را است، در هر زمان كه بستايد خدا را چيزى، و چنان كه دوست مىدارد كه ستوده شود، و نيست خدايى، مگر خدا، در هر زمان كه تهليل كند خدا را چيزى، و چنان كه دوست مىدارد خدا [كه] تهليل شود، و خدا بزرگتر است، در هر زمان كه تكبير كند خدا را چيزى، و چنان كه دوست مىدارد خدا كه تكبير شود.
خداوندا! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را كليدهاى خوبى، و آخرهاى آن و تمامهاى آن و فائده آن و بركتهاى آن، و آنچه رسيده است به دانش آن دانش من، و آنچه نارسا است از ضبط آن نگاه دارى من. خداوندا! آشكار كن از براى من اسباب شناخت آن، و بگشا از برايم درهاى آن را، و بپوشان مرا به بركتهاى رحمت خود، و منّتگذار بر من به نگاه داشتن از دور كردن از دين خود، و پاك گردان دل مرا از شك، و مشغول مكن مرا به دنياى من و شتابان زندگى من، از آجل و آينده ثواب آخرت من، و مشغول ساز دل مرا به حفظ آنچه نمىپذيرى از من نادانى آن را، و رام گردان از براى من خوبى زبان مرا، و پاك گردان دل مرا از نمايش، و روان مساز آن را در پيوندهاى اندام من، و بگردان كار مرا خالص از براى خدا.
خداوندا! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از بدى و نوعهاى زشتىها، همه آنها، آشكار آنها و نهان آنها، و غفلتهاى آنها، و همه آنچه اراده مىكند مرا به آن ديو سركش راندهشده، و آنچه اراده مىكند مرا به آن پادشاه ستيزهكار، از آنچه احاطه كردهاى به دانش آن، و تويى توانا برگردانيدن آن از من.
خداوندا! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از شب درآيندگان، پرى و آدميان، و بزرگان باد و گردبادهاى ايشان، و سختىهاى ايشان و كيدهاى ايشان، و حضورگاههاى فاسقان، از پرى و آدميان، و از آنكه لغزانيده شوم از دين خود، پس تباه شود بر من آخرتم، و از آنكه باشد آن از ايشان زيانى بر من در اسباب زندگانيم، يا پيش آيد زحمتى كه برسد به من از ايشان، كه نيست توانايى از برايم به آن، و نه شكيبايى از برايم بر برداشتن آن. پس البتّه ميازما