تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥٧
اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين- صلوات اللَّه عليهم-.
٣٤٤٩/ ١٢. از او، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از ابو ايّوب، از ابراهيم كرخى روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به ما دعايى تعليم نمود و ما را امر فرمود كه آن را در روز جمعه بخوانيم: «اللَّهُمَّ إِنِّي تَعَمَّدْتُ إِلَيْكَ ... وَ أُفْضِي إِلَيْكَ يَا رَبِّ بِفَقْرِي؛ خداوندا! به درستى كه من قصد كردهام به سوى تو به حاجتم، و فرود آوردهام بر تو امروز، درويشيم و گداييم را. پس من آمرزش تو را اميدوارترم تا از خودم كارم را، و هر آينه آمرزش تو و رحمت تو، وسيعتر است از گناهان من. پس متوجّه شو روا كردن هر حاجتى را كه آن از براى من است، به قدرت تو بر آن، و آسان بودن اين بر تو، و به جهت احتياج من به سوى تو. پس به درستى كه من نيافتهام هيچ خوبى را هرگز، مگر از تو، و نگردانيده است از من هيچيك بدى را هرگز، غير از تو، و چنان نيست كه اميد داشته باشم از براى آخرتم و دنيايم، غير تو را، و نه از براى روز درويشيم و روزى كه تنها مىگذارند مرا مردم در گودال قبرم. پس مىميرم به سوى تو، اى پروردگار! با درويشيم».
٣٤٥٠/ ١٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از حسين بن عطيّه، از يزيد صايغ روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: خدا را از براى ما بخوان و ما را دعا كن. فرمود: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُمْ صِدْقَ الْحَدِيثِ، وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ، وَ الْمُحَافَظَةَ عَلَى الصَّلَوَاتِ؛ اللَّهُمَّ إِنَّهُمْ أَحَقُّ خَلْقِكَ أَنْ تَفْعَلَهُ بِهِمُ، اللَّهُمَّ وَ افْعَلْهُ بِهِمْ؛ خداوندا! روزى كن ايشان را راستى خبر و سخن، واداى امانت، و محافظت كردن بر نمازها. خداوندا! به درستى كه ايشان سزاوارترين خلق تو اند كه بكنى آن را با ايشان. خداوندا! بكن آن را با ايشان».
٣٤٥١/ ١٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن محبوب، از ابو حمزه، از حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود:
«اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- مىفرمود: اللَّهُمَّ مُنَّ عَلَيَّ ... يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ؛ خداوندا! منّت گذار بر من به توكّل كردن بر تو، و واگذاشتن به سوى تو، و خشنودى به قدر تو، و تسليم كردن از براى فرمان تو، تا آنكه دوست ندارم شتابانيدن آنچه پس افكنده، و نه پس افكندن آنچه شتابانيدهاى. اى پروردگار جهانيان!».
٣٤٥٢/ ١٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از سحيم، از ابن