تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥٥
خداى عز و جل مقصّرند»[١].
٣٤٤٥/ ٨. از او، از ابن محبوب، از ابان، از عبد الرحمان بن اعين روايت است كه گفت:
امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «خداى عز و جل مردى از اهل باديه را آمرزيد، به واسطه دو كلمهاى كه به آنها دعا كرد. گفت كه: اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَأَهْلٌ لِذلِكَ أَنَا وَإِنْ تَغْفِرْ لِي فَأَهْلٌ لِذلِكَ أَنْتَ؛ «خداوندا! اگر عذاب كنى مرا، پس سزاوار از براى آنم من، و اگر بيامرزى مرا، پس سزاوار از براى آنى تو»، و به اين سبب خدا او را آمرزيد»[٢].
٣٤٤٦/ ٩. از او، از يحيى بن مبارك، از ابراهيم بن ابى البلاد، از عمويش، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت است كه فرمود: «يَا مَنْ دَلَّنِي عَلى نَفْسِهِ، وَ ذَلَّلَ قَلْبِي بِتَصْدِيقِهِ، أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ وَ الْإِيمَانَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؛ اى كسى كه ره نموده مرا بر خودش، و رام كرده دلم را به ياد راستينش! سؤال مىكنم تو را ايمنى و ايمان، در دنيا و آخرت است».
٣٤٤٧/ ١٠. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از محمد بن ابى حمزه، از پدرش روايت كرده است كه گفت: حضرت على بن الحسين عليهما السلام را ديدم در حريم خانه كعبه، در شب، و آن حضرت نماز مىكرد. پس قيام را طول داد، تا آنكه شروع فرمود كه يكبار بر پاى راستش تكيه مىنمود، و بار ديگر بر پاى چپش. بعد از آن، از او شنيدم كه به آوازى مىگفت- كه گويا گريان بود- كه: «يَا سَيِّدِي، تُعَذِّبُنِي وَ حُبُّكَ فِي قَلْبِي؟! أَمَا وَ عِزَّتِكَ، لَئِنْ فَعَلْتَ لَتَجْمَعَنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَوْمٍ طَالَ مَا عَادَيْتُهُمْ فِيكَ؛ اى آقاى من! عذاب مىكنى مرا، و دوستى تو در دل من [است]. آگاه باش! و به عزّتت قسم كه اگر چنين كنى، هر آينه جمع كردهاى ميان من و ميان گروهى، كه زمان درازى است كه دشمنى كردهام با ايشان در راه تو».
٣٤٤٨/ ١١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از عمر بن عبد العزيز، از بعضى از اصحاب ما، از داود رقّى روايت كرده است كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام مىشنيدم كه بيشتر چيزى كه به آن بر خدا الحاح و اصرار مىنمود، به حقّ پنج كس بود؛ يعنى رسول اللَّه و
[١]. و همين حديث، در كتاب ايمان و كفر، در باب اعتراف به تقصير و كوتاهى كردن خويش در عبادت خدا مذكور شد، با زيادتى لفظ اللَّهُمَّ در اوّل دعا؛ يعنى:« خداوندا! مرا از جمله عاريت دادهشدگان مگردان، و مرا از حدّ تقصير بيرون مبر».( مترجم)
[٢]. در بعضى از نسخ كافى موافق نسخ امالى، به جاى« فأهلٌ لِذلكَ»، در هر دو موضع،« فأهلُ ذلكَ» بدون لام است.( مترجم)