تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥٣
اى بزرگ عطا! اى آغازكننده هر نعمتى پيش از سزاوارى آن! اى پروردگار من! اى بزرگ من! اى آقاى من! اى پايان من! اى فريادرس من! صلوات فرست بر محمد و آل محمد، و سؤال [درخواست] مىكنم از تو كه قرار ندهى مرا در آتش»، بعد از آن، سؤال مىكنى آنچه از برايت ظاهر شد».
٣٤٤٢/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابو عبداللَّه برقى و ابو طالب، از بكر بن محمد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي ... وَ لَكَ الْمَنُّ فَاضِلًا؛ خداوندا! تو معتمد منى در هر اندوهى، و تو اميد منى در هر سختى، و تو از براى من در هر كارى كه فرود آمده بر من، معتمد و آماده شده، چه بسيار از گرفتارى ها كه ناتوان است از آن دل و كم باشد در آن چاره، و جدا مىشود از آن خويش، و شادى مىكند به آن دشمن، و مانده مىكند مرا در آن كارها، فرود آوردهام آن را بر تو، و گله كردهام آن را به سوى تو، در حالتى كه روىگردان بودهام از هر كه غير تو. پس پرده آن را برداشتهاى و كفايت كردهاى از من، آن را. پس تويى صاحب اختيار نعمت، و صاحب هر حاجت، و پايان هر رغبت. پس تو را است ستايش بسيار، و تو را است منّت عطا افزون آمده».
٣٤٤٣/ ٦. از او، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از ابان بن عيسى، از عبد اللَّه قمى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «بگو كه: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَلَالِكَ وَ جَمَالِكَ وَ كَرَمِكَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا؛ خداوندا! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به بزرگوارى تو، و زيب و بخشش تو، كه بكنى با من چنين و چنين».
٣٤٤٤/ ٧. از او، از ابن محبوب، از فضل بن يونس، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت است كه گفت: حضرت به من فرمود كه: «بسيار بگو كه: لَاتَجْعَلْنِي مِنَ الْمُعَارِينَ، وَ لَاتُخْرِجْنِي مِنَ التَّقْصِيرِ». راوى مىگويد كه: عرض كردم: امّا معارين را شناختهام (و مىدانم كه ايشان آنانند كه ايمان و دين در دلهاى ايشان قرار نگرفته. پس گويا كه آن در نزد ايشان به عاريه سپرده شده، كه چند روزى به جهت مصلحتى به ايشان مىسپارند، و در روزى از ايشان مىگيرند)، پس بفرما كه معنى اينكه مرا از تقصير و كوتاهى بيرون مبر، چيست؟ فرمود: «هر عملى كه آن را به جا مىآورى، در حالتى كه خداى عز و جل را به آن اراده دارى و رضاى او را مىخواهى، در آن، در نزد خود مقصّر باش؛ زيرا كه همه مردمان در اعمال خويش، در ميان خود و