تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٣٩
دو را به سوى ابراهيم فرستاده بود به خطّ آن حضرت: «اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ ... وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ خدا بزرگ است. خدا بزرگتر است. خدا بزرگتر است. گواهى مىدهم به اينكه نيست خدايى، مگر خدا. گواهى مىدهم به اينكه محمد، فرستاده خدا است. خدا بزرگتر است. نيست خدايى، مگر خدا، و نيست پروردگارى مرا، مگر خدا. او را است پادشاهى و او را است ستايش. نيست شريكى او را. پاك و منزّه مىشمارم خدا را. آنچه خواست خدا، بود، و آنچه نخواست، نبود. خداوندا! اى خداوند بزرگوارى و نوازش! پروردگار موسى و عيسى و ابراهيم كه مبالغه فرمود در وفا كردن! خداى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبط ها! نيست خدايى، مگر تو. پاك و منزّهى، با آنچه شمردى يا شمردم از نشانههاى تو و به بزرگى تو، به آنچه سؤال كردهاى به آن پيغمبران، و به اينكه پروردگار مردمان بودى پيش از هر چيزى، و تويى بعد از هر چيزى. سؤال مىكنم تو را به نام تو، كه نگاه مىدارى به آن آسمانها را كه فرو افتد بر زمين، مگر به اذن تو، و به سخنان تو كه تمام و كامل است، كه پناه دهى بنده خود، فلانى را، از بدى آنچه فرود آيد از آسمان، و آنچه بالا رود به سوى آن، و آنچه بيرون آيد از زمين، و آنچه داخل شود در آن، و سلام بر پيغمبران مرسل، و ستايش مر خدايى را است كه پروردگار جهانيان است».
و نيز به خطّ خويش به سوى او نوشت كه: «بِسْمِ اللَّهِ، وَ بِاللَّهِ ... صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ؛ به نام خدا و به خدا و به سوى خدا، و چنان كه خواست خدا، و پناه مىدهم او را به عزّت خدا، و مرتبه و جلالت و عظمت خدا، و قدرت خدا، و پادشاهى خدا. اين نوشته، شفايى است از براى فلان، پسر فلان، پسر بنده تو، و پسر كنيز تو كه بنده خدا [است]. صلوات فرستد خدا بر محمد و آل او».
٣٤٣١/ ١١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد خالد، از محمد بن على، از على بن محمد، از عبد اللَّه بن يحيى كاهلى كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:
«چون درنده را ملاقات كنى، آية الكرسى را در روى آن بخوان و به آن بگو كه: «عَزَمْتُ عَلَيْكَ بِعَزِيمَةِ اللَّهِ ... وَ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ عليهم السلام مِنْ بَعْدِهِ؛ «قسم مىدهم تو را به افسون خدا و افسون محمد، صلوات فرستد خدا بر او و آل او، و افسون سليمان، پسر داود، بر او باد سلام، و افسون پادشاه مؤمنان، على، پسر ابىطالب، بر او باد سلام، و پيشوايان پاكان، بر ايشان باد سلام، كه بعد از اويند»؛ پس به درستى كه از تو برمىگردد و رو به تو نمىآيد، انشاء اللَّه». راوى گفت