تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٣٧
اسحاق گفت كه: در روزگار خود اين را ترك نكردم، مگر يك مرتبه، و عقرب مرا زد.
٣٤٢٧/ ٧. احمد بن محمد، از على بن حسن، از عبّاس بن عامر، از ابو جميله، از سعد اسكاف روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «هر كه اين كلمات را بگويد، من از برايش ضامنم كه هيچ عقرب و جنبندهاى به او نرسد، تا صبح كند: أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ ... إِنَّ رَبِّي عَلى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛ پناه مىبرم به سخنان خدا كه تمام و كاملاند، آنها كه درنمىگذرد آنها را نيكوكار و نه نابكارى، از بدى آنچه آفريده، و از بدى آنچه خلق كرده، و از بدى هر جنبندهاى كه او فراگيرنده است موى پيشانى آن را. به درستى كه پروردگار من بر راه راست است».
٣٤٢٨/ ٨. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از على بن ابى حمزه، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله در بعضى از جنگهاى خويش بود، در وقتى كه اصحاب به خدمتش از كيكها شكايت كردند كه به ايشان اذيّت مىرسانند. فرمود كه: چون يكى از شما خوابگاه خود را فراگيرد و بخوابد، بگويد كه: أَيُّهَا الْأَسْوَدُ الْوَثَّابُ ... أَنْ يَؤُوبَ الصُّبْحُ مَتى مَا آبَ[١]؛ اى سياه بسيار برجهنده! كه باك ندارد از بسته شدن در، و نه درى، عزم كردم بر تو به ام الكتاب كه نرنجانى مرا و اصحاب مرا، تا آنكه برود شب و بيايد صبح با آنچه آمد».
٣٤٢٩/ ٩. على بن محمد، از ابن جمهور، از پدرش، از محمد بن سنان، از عبد اللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين- عليه الصّلوة والسّلام- فرمود كه: چون درنده را ملاقات كنى، بگو: أَعُوذُ بِرَبِّ دَانِيَالَ وَ الْجُبِّ، مِنْ شَرِّ كُلِّ أَسَدٍ مُسْتَأْسِدٍ؛ پناه مىبرم به پروردگار دانيال و چاه، از بدى هر شير تواناى دلير».
٣٤٣٠/ ١٠. ابو العبّاس محمد بن جعفر، از محمد بن عيسى، از صالح بن سعيد، از ابراهيم بن محمد بن هارون روايت كرده است كه او به امام محمد باقر عليه السلام نوشت و از آن حضرت عوذه و افسونى مىخواست از براى بادها كه عارض كودكان مىشود؛ پس آن حضرت به خطّ خويش اين دو عوذه را نوشت و به سوى او فرستاد، و صالح چنان دانسته بود كه هارون هر
[١]. عبارت ميان دو خط تيره از راوى است. او به امام عرض كرده ذكر و عبارت معهود در اينجا به گونه ديگرى نقلشده است، اما مترجم آن را جزو متن ترجمه كرده كه ما آن را به پانوشت آوردهايم: و آنچه مىشناسيم آن را، تا آنكه باز گردد، و صبح در هر زمان كه باز گردد».