تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١
به فعل آورند، بر پشت مىخوابد و خود را مىكِشد كه از كوفتگى بيرون آيد. بعد از آن مىگويد كه: رستگار شدم و به مطلوب خود رسيدم. پس خدا رحمت كند مردى را كه در ميان دو دوست ما الفت و آميزش دهد. اى گروه مؤمنان! آميزش كنيد، و باهم الفت ورزيد، و به يكديگر مهربان باشيد».
٢٧١٤/ ٧. حسين بن محمد، از على بن محمد بن سعيد، از محمد بن مسلم، از محمد بن محفوظ، از على بن نعمان، از ابن مسكان، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پيوسته شيطان شادان است، مادامى كه دو مسلمان از يكديگر جدايى ورزند و دورى كنند، پس چون به هم رسند، زانوهاى او مىلرزد و به هم مىخورد، و بندهايش از هم جدا مىشود، و آواز مىدهد كه: اى واى بر او! چه به او رسيد از هلاكت».
باب در بيان قطع رحم
١٤٢. باب در بيان قطع رحم
٢٧١٥/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از عمر بن اذينه، از مسمع بن عبد الملك، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديثى فرمود: آگاه باشيد! كه در دشمنى كردن با يكديگر، تيغ است. و مقصود من از آن، نه آن تيغى است كه مو را مىتراشد، وليكن تيغى است كه دين را مىتراشد».
٢٧١٦/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از محمد بن على، از محمد بن فضيل، از حذيفة بن منصور كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «از حالقه بپرهيزيد؛ زيرا كه آن، دلهاى مردان را مىميراند، يا ايشان را مىكشد». عرض كردم:
حالقه[١] چيست؟ فرمود: «قطع رحم».
٢٧١٧/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از عثمان بن عيسى، از بعضى از اصحاب ما، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به خدمت حضرت عرض كردم كه: برادران و پسران عموى من خانه را بر من تنگ كردهاند، و مرا ناچار و مضطر گردانيدهاند كه از آن خانه به سوى يك حجره پناه گرفتهام، و اگر سخن گويم، آنچه را كه
[١]. و حالقه- اسم فاعل است از حلق، به فتح حاء و سكون لام-، به معنى موى تراشيدن و بر گلو زدن. و مراد از آن، خصلتى است كه از صفت آن، اين باشد كه دين را از بيخ ببرد، چنان كه تيغِ مو كه آن را حلّاق مىگويند، مو را از بيخ مىبرد.( مترجم)