تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠٩
كه: چه منع كرد تو را از كردن آنچه تو را به آن امر كردم؟ گفت: نه، به خدا سوگند كه او را نديدم، و هر آينه چيزى آمد و در ميان من و او حائل و مانع شد. ابوجعفر به غلامش گفت: به خدا سوگند كه اگر احدى را به اين حديث، حديث كنى، و كسى را به اين خبر، خبر دهى، هر آينه تو را مىكشم.
٣٣٩١/ ١٣. از او، از احمد بن محمد، از عمر بن عبدالعزيز، از احمد بن ابىداود، از عبداللَّه بن عبدالرحمان، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه گفت: حضرت به من فرمود كه: «آيا نمىخواهى كه دعايى را به تو تعليم كنم كه آن را بخوانى؟ به درستى كه ما اهل بيت، چون امرى ما را اندوهگين كند، يا از ياد شاه به ترس افتيم از امرى كه ما را به آن هيچ طاقت و توانايى نيست، آن را مىخوانيم». عرض كردم: بلى، مىخواهم. پدر و مادرم فداى تو باد! يابنرسول اللَّه! فرمود: «بگو كه: يَا كَائِناً قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ، وَيَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَيْءٍ، وَيَا بَاقِي بَعْدَ كُلِّ شَيْءٍ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بِي كَذَا وَكَذَا؛ اى باشنده پيش از هر چيزى! و اى هستىدهنده هر چيزى! و اى باز پس مانده بعد از هر چيزى! صلوات فرست بر محمد و آل محمد، و بكن با من چنين و چنين».
٣٣٩٢/ ١٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، هر دو از على بن مهزيار كه گفت: محمد بن حمزه غنوى به سوى من نوشت و از من سؤال مىكرد كه: عريضهاى به امام محمدتقى عليه السلام بنويسم در باب دعايى كه به او تعليم فرمايد، و به آن اميد فرج داشته باشد. پس آن حضرت به من نوشت كه: «امّا آنچه محمد بن حمزه سؤال كرد از تعليم دادن به او دعايى را كه به آن اميد فرج داشته باشد، به او بگو كه:
ملازم اين دعا باشد و دست از اين برندارد: يَا مَنْ يَكْفِي مِنْ كُلِّ شَيْءٍ، وَلَا يَكْفِي مِنْهُ شَيْءٌ، اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي؛ «اى كسى كه كفايت مىكند از هر چيزى، و كفايت نمىكند از او چيزى! كفايت كن از من، آنچه در اندوه افكنده مرا». پس به درستى كه من اميد دارم كه آنچه او در آن است از اندوه، كفايت شود، ان شاء اللَّه». پس من اين را به او اعلام كردم. بعد از آن بر او نيامد، مگر اندك زمانى، تا آنكه از زندان بيرون آمد.
٣٣٩٣/ ١٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از بعضى از اصحاب خويش، از ابنابىحمزه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه به پسرش مىفرمود كه: «اى فرزند دلبند من! هر كه از شما مصيبتى به او برسد، يا نازلهاى بر او فرود آيد، بايد كه