تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٩
باب دعا از براى كرب و همّ و خوف
٥٥. باب دعا از براى كرب و همّ و خوف[١]
٣٣٧٩/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن اسماعيل بن بزيع، از ابواسماعيل درّاج، از ابنمسكان، از ابوحمزه روايت كرده است كه گفت: حضرت محمد بن على عليه السلام فرمود كه: «اى ابوحمزه! تو را چه مىشود، كه چون امرى به تو وارد شود كه از آن مىترسى، كه درنمىآورى به سوى بعضى از زاويههاى خانهات- يعنى قبله-، تا دو ركعت نماز به جا آورى، بعد از آن، هفتاد مرتبه بگويى كه: يَا أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ، وَيَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ، وَيَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِينَ، وَيَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛ «اى بيناتر نگرندگان! و اى شنواتر شنوندگان! و اى شتابانتر شمارندگان! و اى مهربانتر از همه مهربانان!»، و در هر مرتبه كه اين كلمات را بخوانى، حاجتت را سؤال كنى».
٣٣٨٠/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از عبدالرحمان بن ابىنجران، از عاصم بن حميد، از ثابت، از اسماء كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: «هر كه همّ يا غم يا كرب يا بلا يا شدّت و محنتى به او برسد، بايد كه بگويد: اللَّهُ رَبِّي، وَلَا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَايَمُوتُ؛ خدا پروردگار من است، كه شريك نمىگردانم با او چيزى را.
توكل كردم بر زندهاى كه نمىميرد».
٣٣٨١/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون نازلهاى بر مردى فرود آيد، يا سختى كه او را اندوهناك سازد، بايد كه زانوها و ارَشهاى[٢] خود را برهنه كند (به اينكه جامه را از آنها دور گرداند) و آنها را به زمين بچسباند، و به سجده رود و سينه خود را به زمين بچسباند، بعد از آن، حاجت خود را بخواند و دعا كند، و حال آنكه او در سجده باشد».
٣٣٨٢/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنمحبوب، از حسن بن عمّار دهّان، از مسمع، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون برادران يوسف، يوسف را در
[١]. و خوف، به معنى ترسيدن است و كَرَب- به فتح كاف و راء-، اندوهگين شدن و بىآرام شدن باشد، و به سكون راء، اندوهگين كردن و چيزى را از اندوه، بىآرام كردن، و نيز به معنى اندوه است كه نفس را بگيرد، و همّ- به فتح هاء و تشديد ميم-، اندوهى است كه تن را مىگدازد و غم، اندوهى است كه دل را مىپوشد، و بعضى گفتهاند كه: همّ، به جهت چيز گذشته و غم، به جهت چيز آينده است.( مترجم)
[٢]. ارَش، به معناى ساعد دست است.