تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٥
كه: «در عقب نماز صبح تا آفتاب طالع شود، بگو: سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَأَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ پاك و منزّه مىشمارم خداى بزرگ را، و به ستايش او مشغولم. طلب آمرزش مىنمايم از خدا، و سؤال مىكنم او را از فضلش»، هلقام گفت كه: من از همه خاندانم بدحالتر و پريشانتر بودم. پس هيچ ندانستم، تا آنكه ميراثى به من رسيد از جانب مردى كه گمان نداشتم كه در ميان من و او هيچ خويشى هست، و به درستى كه من امروز از همه اهل بيتم توانگرترم، و اين نيست، مگر به آنچه آقايم امام موسى كاظم عليه السلام به من تعليم فرمود.
باب دعا از براى روزى
٥٣. باب دعا از براى روزى
٣٣٦٢/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن خالد و حسين بن سعيد، هر دو، از قاسم بن عروه، از ابوجميله، از معاويه بن عمّار روايت كردهاند كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم كه دعايى به جهت روزى به من تعليم فرمايد. پس دعايى به من تعليم فرمود، كه چيزى نديدم كه بيش از آن روزى را جلب كند. فرمود: «بگو كه: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ ... وَمِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ، وَمِنْ يَدِكَ الْمَلْأى أَسْأَلُ؛ خداوندا! روزى كن مرا از فضل خود و احاطهكننده و حلال پاكيزه، روزى فراخ، حلال، پاكيزهاى را، كه كافى و بس باشد از براى دنيا و آخرت. ريختنى بعد از ريختنى، سازگار، خوشگوار، از غير رنج، و نه منّتى از يكى از آفريدگانت، مگر گشادى از فضل تو كه احاطهكننده است. پس به درستى كه تو گفتى كه: سؤال كنيد خدا را از فضلش. پس از فضل تو سؤال مىكنم، و از بخشش تو سؤال مىكنم، و از دست تو كه پُر است سؤال مىكنم».
٣٣٦٣/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابنفضّال، از يونس، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: هر آينه روزى را كاهل شمردهام و دير به من مىرسد؛ پس حضرت در خشم شد. بعد از آن به من فرمود كه: «بگو:
اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَكَفَّلْتَ بِرِزْقِي وَرِزْقِ كُلِّ دَابَّةٍ يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ، وَيَا خَيْرَ مَنْ أَعْطى، وَيَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ، وَيَا أَفْضَلَ مُرْتَجًى، افْعَلْ بِي كَذَا وَكَذَا؛ خداوندا! به درستى كه تو [خود را] پابند كردهاى[١] به روزى من و روزى هر جنبنده. اى بهتر خوانده شده! و اى بهتر كسى كه عطا كرده! و اى بهتر كسى كه
[١]. نسخه خوشخوان نيست و معنا، به عهده گرفتن روزى است.