تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٩
مگر او. بر او توكل كردم و او است پروردگار عرش بزرگ»، و فرمود كه: «چون از نماز واجبى فارغ شوى، بگو: رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً ... وَاشْفِ صُدُورَنَا وَصُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ؛ خشنود شدم به خداى پروردگار، و به محمد پيغمبر، و به اسلام كيش، و به قرآن كه كتابم باشد، و به (على و حسن و حسين، و على پسر حسين، و محمد پسر على، و جعفر پسر محمد، و موسى پسر جعفر، و على پسر موسى، و محمد پسر على، و على پسر محمد، و حسن پسر على، و محمد پسر حسن، كه پيشوايان من باشند)[١] خداوندا! دوست تو محمد، پس نگاه دار او را از پيش رويش و از پشت سرش و از طرف راست و از طرف چپش و از زِبَرش و از زيرش، و بِكِش از برايش در عمرش [و آن را طولانى بفرما]، و بگردان او را ايستاده به فرمان خويش، و چشم داشته شده از براى دين خود، و بنما به او آنچه دوست مىدارد، و آنچه روشن شود به آن چشمش، در خودش و فرزندانش، و در كسانش و مالش، و در شيعيانش، و در دشمنانش، و بنما به ايشان از او آنچه مىترسند، و بنما به او در ايشان، آنچه دوست مىدارى و روشن مىشود با آن، روشن كن چشمش، و شفا ده سينههاى ما و سينههاى گروه مؤمنان را».
و فرمود كه: «پيغمبر صلى الله عليه و آله چون از نماز فارغ مىشد، مىفرمود: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ ... فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَلَا نَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ؛ خداوندا! بيامرز مرا به آنچه پيش داشتم، و آنچه متأخر داشتم، و آنچه نهان كردم، و آنچه آشكار كردم، و اسراف مرا بر خودم، و آنچه تو داناترى بِه آن از من. خداوندا! تويى پيشدارنده و تويى به تأخيراندازنده. نيست خدايى، مگر تو. بدانستى تو نهانى را، و به توانايى تو بر آفريدگان، همه، مادام دانى زندگى را بهتر از برايم، پس زنده دار مرا؛ و بميران مرا چون دانستى مرگِ مرا بهتر از برايم. به درستى كه من سؤال مىكنم تو را ترسيدن از تو در نهان و آشكار، و سخن حق در خشم و خشنودى، و ميانهروى در درويشى و بىنيازى، و سؤال مىكنم از تو نعمتى كه نابود نشود، و روشنى چشمى كه بريده نشود، و سؤال مىكنم از تو خشنودى به قضا، و بركت مردن بعد از زندگى، و خنكى و خوشى زندگى بعد از مردن، و خوشى نگريستن به سوى روى تو، و اشتياق به سوى ديدن تو، و ديدن تو از غير ناخوشى زيانرساننده، و نه آزمايش گمراهكننده.
خداوندا! بيارا ما را به آرايش ايمان، و بگردان ما را راه نمايانِ راهيافتهشدگان. خداوندا! راه نما ما را در كسانى كه راه نمودهاى. خداوندا! به درستى كه من سؤال مىكنم از تو دل
[١]. مترجم« فلان و فلان» را در متن تفسير و به تفصيل بيان كرده است.