تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٥
يَا عَزِيزُ يَا كَرِيمُ، يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ؛ «اى ارجمند! اى گرانمايهاى بخشاينده! اى مهربان!»، و هر دو دستش را بگرداند و باطن آنها را به سوى آسمان قرار دهد، بعد از آن سه مرتبه بگويد كه:
أَجِرْنِي مِنَ الْعَذَابِ الْأَلِيمِ؛ «پناه ده مرا از عذاب دردناك دردآورنده»، و بگويد كه: صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَالْمَلَائِكَةِ وَالرُّوحِ؛ «صلوات فرست بر محمد و آل محمد و فرشتگان و روح»، خدا او را بيامرزد و از او راضى شود، و مغفرتش را پيوند كند به طلب آمرزش همه آفريدگان از براى او، مگر ثقلين- يعنى جن و انس-، تا بميرد. و چون از تشهّد فارغ شوى، دستهايت را بردار و بگو: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَغْفِرَةً عَزْماً جَزْماً ... وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ آمِينَ؛ خداوندا! بيامرز مرا آمرزشى، دل بدان نهاده و وانگذارد گناهى را، و مرتكب نشوم بعد از آن حرامى را هرگز، و عافيت ده مرا، عافيتى كه زحمتى نباشد بعد از آن هرگز، و راه نما مرا، راهنمايى كه گمراه نشوم بعد از آن هرگز، و نفع ده مرا، اى پروردگار من! به آنچه تعليم دادهاى مرا، و بگردان آن را از براى من، و مگردان آن را بر من، و روزى كن مرا آن قدر كه بس باشد، و خشنود گردان مرا به آن، اى پروردگار من! و بازگشت كن بر من، اى خدا! اى خدا! اى خدا! اى بخشاينده! اى بخشاينده! اى بخشاينده! اى مهربان! اى مهربان! اى مهربان! رحم كن مرا از آتش صاحب زبانه، و بگشا بر من از گشادى روزى خود، و راه نما مرا به سوى آنچه اختلاف شده است در آن از حق، به دستور خويش، و نگاه دار مرا از ديو سركش رانده شده، و برسان به محمد، صلوات فرستد خدا بر او و آل او، از من درود فراوانى و سلام، و راه نما مرا به رهنمايى خود، و بىنياز گردان مرا به بىنيازى خود، و بگردان مرا از دوستان خود كه صاحب اخلاصاند، و صلوات فرست خداوندا! بر محمد و آل محمد. خداوندا اجابت كن»، و فرمود كه: «هر كه بعد از هر نماز اين را بگويد، خداى- تعالى- در قبرش روحش را بر او برگرداند، و زنده باشد وروزى داده شده، وبه ناز و نعمت پرورده و شادان، تا روز قيامت».
٣٣٥٤/ ٥. از او، از اصحابش روايت است كه آن را مرفوع ساخته، گفت كه: «بعد از صبح مىگويد: اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خَالِداً ... مَا يُحِبُّ رَبِّي وَيَرْضى؛ «خداوندا! تو را است ستايش، ستايشى هميشه با هميشگى تو، و تو را است ستايش، ستايشى كه پايانى نيست آن را غير از خشنودى تو، و تو را است ستايش، ستايشى كه زمانى نيست آن را غير از خواست تو، و تو را است ستايش، ستايشى كه پاداشى نيست گوينده آن را، مگر خشنودى تو. خداوندا! تو را است ستايش، و به سوى تو است شكايت، و تويى يارى جسته شده. خداوندا! تو را است